مصون است .
امّا در توضيح قسم سوّم از عصمت مىگويد : اگر معصيتى از پيغمبر ( ص ) سرزند در حالى كه خودش از آن نهى مىكند ، قول و فعل او متناقض خواهد بود و در اين حال تبليغكنندهء دو پيام متناقض مىباشد . و تبليغ دو امر متناقض تبليغ حقّ نيست و كسى كه به دو چيز متناقض خبر دهد خبرش دور از حقّ و حقيقت است زيرا هريك باطلكننده ديگرى است .
علّامه بر عصمت انبياء بطور مطلق ، به آيات ذيل استناد نموده است :
« أُولئِكَ الَّذِينَ هَدَى اللَّهُ فَبِهُداهُمُ اقْتَدِهْ »
و آيهء :
« وَ مَنْ يُضْلِلِ اللَّهُ فَما لَهُ مِنْ هادٍ وَ مَنْ يَهْدِ اللَّهُ فَما لَهُ مِنْ مُضِلٍّ »
و
« مَنْ يَهْدِ اللَّهُ فَهُوَ الْمُهْتَدِ »
و
« رُسُلًا مُبَشِّرِينَ وَ مُنْذِرِينَ لِئَلَّا يَكُونَ لِلنَّاسِ عَلَى اللَّهِ حُجَّةٌ بَعْدَ الرُّسُلِ »
.
واضح است كه - بگفته علّامه - انبياء عذرى براى مردم باقى نگذاشتهاند و حجت را بر آنها تمام نمودهاند و اين هنگامى صحيح است كه چيزى كه موافق ارادهء الهى و رضاى او نيست از آنها سر نزدند . « 74 » همچنين در الميزان ، آيات فراوان ديگرى را به مناسبتهاى خاصّ ذكر مىكند تا عصمت پيامبران را در جهات سهگانه فوق مورد تاكيد و تائيد قرار دهد . « 75 »
از سوى ديگر ، روايات و اقوالى را كه عصمت انبياء را مخدوش مىكند مردود شمرده است كه بعضى از آنها را در گذشته آورديم « 76 » . از جمله در تفسير كلام ابراهيم ( ع ) و اسماعيل ( ع ) كه گفتند :
« رَبَّنا وَ اجْعَلْنا مُسْلِمَيْنِ لَكَ وَ مِنْ ذُرِّيَّتِنا أُمَّةً مُسْلِمَةً
وَ أَرِنا مَناسِكَنا وَ تُبْ عَلَيْنا إِنَّكَ أَنْتَ التَّوَّابُ الرَّحِيمُ »
. گويد : مراد از توبه در جملهء « و تب علينا » توبه به معنى شايع و متعارف نيست زيرا ابراهيم و اسماعيل پيامبر و معصوم بودند و از آنها هرگز گناهى سر نزد تا بخواهند از آن توبه
هامش
( 74 ) - الميزان : 2 / 134 - 139 و بقره : 213 ، طه : 52 ، طلاق : 3 ، يوسف : 21 ، جن : 28 ، مريم : 64 ، انعام : 90 ، زمر : 37 .
كهف : 17 ، نساء : 165 .
( 75 ) - همان كتاب .
( 76 ) - نگاه كنيد : ص 239 - 246 همين كتاب .