تخطي إلى المحتوى الرئيسي

روش علامه طباطبايى در تفسير الميزان ( فارسى ) — صفحة 357

مساهمون:

ص٣٥٧
كنند آنگونه كه ما از گناهانمان توبه مىكنيم . « 77 »

4 - امامت و عصمت ائمه ( ع )

امامت از نظر شيعه چهارمين اصل از اصول دين است و ايمان مسلمان بدون اعتقاد به امامت كامل نمىشود . اماميّه بر آنند كه امامت هم مانند نبوّت لطف خداوندى است و بر اين اساس بايد در هر عصرى امام و راهنمايى باشد كه جانشين پيامبر بوده و انسانها را به خير و سعادت دو جهانى هدايت و ارشاد كند . بنابراين امامت ، در حقيقت استمرار نبوّت است و همان دلايلى كه ارسال رسولان و بعثت پيامبران را ايجاب مىكند ، انتصاب امام پس از پيامبر را نيز ايجاب مىنمايد . بدين جهت ، شيعه معتقد است كه : منصب امامت تنها از طرف خدا و به‌وسيله پيامبر و يا امام قبلى معيّن مىشود و به تمايل و انتخاب مردم نيست . بنابراين امام هم مانند پيامبر بايد از همه رذايل اخلاقى و گناهان آشكار و پنهان و نيز از سهو و اشتباه و فراموشى مصون باشد بنابراين همان دلايلى كه معصوم بودن پيامبران را ايجاب مىكند عينا عصمت امامان را اثبات مىنمايد . « 78 » علّامه در اثبات امامت به آيه ذيل استدلال كرده است :
« وَ إِذِ ابْتَلى
هامش
( 77 ) - الميزان : 1 / 284 - 285 ، بقره : 128 ، براى اطلاع بيشتر نگاه كنيد : الميزان : 1 / 135 - 138 ، 284 ، 17 / 193 - 194 . ( 78 ) - شيخ طوسى : تلخيص الشافى فى الامامة ، مقدمه و توضيح از : حسين بحر العلوم ، نجف 1383 ه . ق ، چ 2 ، ص 69 ، 113 و عقايد الاماميه : استاد محمد رضا مظفر ص 93 - 104 . معتزله امامت راى بعنوان يكى از اصول اعتقادى نپذيرفته‌اند : ابو على جبائى ( متوفى 303 ه . ق ) يكى از رهبران مذهب معتزله مىگويد : امامت با انتخاب كسى كه با رأى امت در امور دين و دنيا پيشواى آنها باشد تعيين مىگردد . پس اگر رأى اهل حلّ و عقد بر اين شد كه دو نفر صلاحيت امامت دارند ، امام كسى است كه ابتدا انتخاب شده باشد . ( شرح الاصول الخمسة : قاضى عبد الجبّار ، ص 767 ) . قاضى عبد الجبّار ( متوفى 405 ه . ق ) انديشه لزوم نص از جانب خداوند در نصب امام راى منكر مىشود و عقيده دارد كه امامت با اختيار مردم است و از امور مربوط به مصالحات دينى و دنيوى آنهاست و به منظور اجراى احكام و اقامهء حدود و حفظ كيان اسلام و دفاع از اسلام و دعوت به جهاد و دفاع از بلاد اسلامى و مراعات مصالح آن مىباشد . همچنين قاضى اين مطلب راى كه امامت متعلق به جوهره تكليف است تا آنجا كه لطف الهى وجود امام راى واجب مىكند ،
روش علامه طباطبايى در تفسير الميزان ( فارسى ) — صفحة 357 | على رمضان اوسى