3 - مصونيّت از گناه يعنى آنچه مستلزم هتك حرمت عبوديّت و مخالفت امر ربوبى باشد و نتيجه آن گفتار يا كردارى است كه به نوعى منافى با عبوديّت است .
علّامه در اثبات جهات سهگانه فوق ، به آيات قرآنى استدلال نموده و ذيل آيهء كريمهء :
« فَبَعَثَ اللَّهُ النَّبِيِّينَ مُبَشِّرِينَ وَ مُنْذِرِينَ وَ أَنْزَلَ مَعَهُمُ الْكِتابَ بِالْحَقِّ لِيَحْكُمَ بَيْنَ النَّاسِ فِيمَا اخْتَلَفُوا فِيهِ وَ مَا اخْتَلَفَ فِيهِ إِلَّا الَّذِينَ أُوتُوهُ مِنْ بَعْدِ ما جاءَتْهُمُ الْبَيِّناتُ بَغْياً بَيْنَهُمْ فَهَدَى اللَّهُ الَّذِينَ آمَنُوا لِمَا اخْتَلَفُوا فِيهِ مِنَ الْحَقِّ بِإِذْنِهِ »
مىگويد : ظاهر آيه اينست كه خداى تعالى پيامبران را با بشارت و تهديد و با فرستادن كتابهاى آسمانى مبعوث فرموده است تا مردم را بسوى عقيده و عمل حقّ رهنمون شوند . اين است هدف غائى خداوند سبحان از بعثت پيامبران كه مىفرمايد :
« لا يَضِلُّ رَبِّي وَ لا يَنْسى »
و نيز مىفرمايد :
« إِنَّ اللَّهَ بالِغُ أَمْرِهِ قَدْ جَعَلَ اللَّهُ لِكُلِّ شَيْءٍ قَدْراً »
و مىفرمايد :
« وَ اللَّهُ غالِبٌ عَلى أَمْرِهِ »
.
اين آيات دلالت بر اين دارد كه خداى تعالى در كارش خطا نمىكند و در امور خود سرگردان نمىشود . از آنچه گذشت ، دليل عصمت انبياء از خطا در دريافت وحى و تبليغ رسالت را درمىيابيم .
دليل ديگر بر عصمت در دو صورت اوّل و دوّم آيهء ذيل است :
« عالِمُ الْغَيْبِ فَلا يُظْهِرُ عَلى غَيْبِهِ أَحَداً إِلَّا مَنِ ارْتَضى مِنْ رَسُولٍ فَإِنَّهُ يَسْلُكُ مِنْ بَيْنِ يَدَيْهِ وَ مِنْ خَلْفِهِ رَصَداً لِيَعْلَمَ أَنْ قَدْ أَبْلَغُوا رِسالاتِ رَبِّهِمْ وَ أَحاطَ بِما لَدَيْهِمْ وَ أَحْصى كُلَّ شَيْءٍ عَدَداً »
ظاهر آيه اين است كه خدا وحى را به پيغمبرانش اختصاص داده و ايشان را بر غيب مطلع ساخته و از همه اطراف و جوانب محفوظ داشته تا ايشان پيامهاى الهى را چنان كه بايد به مردم برسانند . نظير اين آيه ، آيهاى است كه از قول ملائكه نقل مىكند :
« وَ ما نَتَنَزَّلُ إِلَّا بِأَمْرِ رَبِّكَ لَهُ ما بَيْنَ أَيْدِينا وَ ما خَلْفَنا وَ ما بَيْنَ ذلِكَ وَ ما كانَ رَبُّكَ نَسِيًّا »
.
اين آيات دلالت بر اين دارد كه وحى از هنگام نزول تا هنگامى كه به پيامبر مىرسد تا آن را به مردم ابلاغ نمايد ، از هر گونه تغيير و تبديلى محفوظ و