تخطي إلى المحتوى الرئيسي

روش علامه طباطبايى در تفسير الميزان ( فارسى ) — صفحة 353

مساهمون:

ص٣٥٣
نيز در رسانيدن انسان به درجات سعادت و كمال انسانى قاصر هستند ، پس انسان نياز شديد به راهنمايانى دارد كه راه و روش آشكار هدايت را به او نشان دهند . بنابراين بر خداوند واجب است كه از روى لطف و رحمت پيامبرانى را مبعوث كند . معناى وجوب لطف از جانب خدا اين نيست كه كسى به خدا امر كند و بر وى اطاعت واجب باشد . خداوند برتر و بالاتر از آن است ، بلكه معناى وجوب لطف همانند معناى وجوب وجود حقّ تعالى است كه مىگوئيم : « انّه واجب الوجود : خدا واجب الوجود است » يعنى وجود براى او لازم بوده و محال است از او جدا شود . « 69 » ( همين‌طور لطف نيز محال است از خداوند جدا شود ) . معتزله نيز نبوّت را لطفى از جانب خدا مىدانند و چنين استدلال مىكنند كه بدون بعثت انبياء ، مؤمنان ايمان نداشتند . « 70 » درحالىكه اشاعره معتقدند : بعثت پيامبران جايز است نه واجب و نه ممتنع . « 71 » علّامه مذهب شيعه را مورد تائيد قرار داده و مىگويد : انسان از روى طبع و فطرت خويش به طرف اختلاف مىرود و از طرفى بسوى مدنيّت و اجتماع گام برمىدارد و چون فطرت انسانى قادر به رفع اختلاف نيست لذا خداوند اين اختلاف را با نبوّت و دين رفع نموده و نوع انسان را به كمال شايسته‌اى كه سامان‌بخش سرنوشت اوست رهبرى مىكند . آيهء :
« الَّذِي أَعْطى كُلَّ شَيْءٍ خَلْقَهُ ثُمَّ هَدى »
در صدد بيان اين مطلب است كه شأن خداوند آنست كه هر موجودى را به آنچه مايه كمال آفرينش اوست راهنمايى كند و از جمله امورى كه آفرينش انسان با آن كامل مىشود اين است كه بسوى كمالات وجودى خويش در دنيا و آخرت رهبرى شود . از آيهء :
« كُلًّا نُمِدُّ هؤُلاءِ وَ هَؤُلاءِ مِنْ عَطاءِ رَبِّكَ وَ ما كانَ عَطاءُ رَبِّكَ مَحْظُوراً »
استفاده نموده كه آئين خداوندى بخشش و عطاء و مدد رساندن و رفع نياز
هامش
( 69 ) - ن . ك : عقائد الاماميه : استاد محمد رضا مظفر ، ص 73 - 77 . ( 70 ) - قاضى عبد الجبّار : المغنى فى ابواب التوحيد و العدل ، تحقيق : د . ابو العلا عفيفى ، قاهره ، انتشارات دار الكتب المصريه ، 1962 م ، 13 / 97 به بعد . ( 71 ) - الملل و النحل : شهرستانى : 1 / 102 .