همچنانكه خداوند از قول ابراهيم حكايت نموده است :
« الْحَمْدُ لِلَّهِ الَّذِي وَهَبَ لِي عَلَى الْكِبَرِ إِسْماعِيلَ وَ إِسْحاقَ إِنَّ رَبِّي لَسَمِيعُ الدُّعاءِ »
. « 80 »
2 - مقصود از « كلمات » در آيه شريفه ، همان قضايا و پيمانهايى است كه خداوند پيغمبرش ابراهيم ( ع ) را با آنها امتحان فرمود مانند : روبرو شدن با بتپرستان و ستارهپرستان و افكندن او در آتش و هجرت از وطن و اقدام به ذبح اسماعيل و مانند آن كه توضيحش از زبان علّامه در صفحات قبل گذشت . « 81 »
3 - معنى
« إِنِّي جاعِلُكَ لِلنَّاسِ إِماماً »
چنين است : ما تو را براى مردم ، رهبرى قرار داديم تا در گفتار و كردار به تو تأسى جويند . لذا بعضى از مفسّران گفتهاند : منظور از امامت در اينجا همان مقام « نبوت » است زيرا هر پيغمبرى در امر دين پيشوا و مقتداى امت خويش است ولى اين مطلب از دو جهت صحيح نيست :
اوّل اينكه : « اماما » مفعول دوّم براى « جاعل » است و اسم فاعل اگر بمعنى ماضى باشد ، هيچگاه عمل نمىكند . بنابراين بايد جاعل در اينجا بمعنى حال يا استقبال باشد تا بتواند عمل كند . بنابراين در اينجا خداوند وعدهء اعطاء مقام امامت را به ابراهيم داده است .
دوّم : اين موضوع در اواخر عمر ابراهيم ( ع ) واقع شده است و در آن زمان ، ابراهيم مقام نبوّت و رسالت را دارا بوده با اينكه هنوز مقام « امامت » را نداشته است پس امامت او غير از نبوّتش مىباشد . « 82 »
4 - در قرآن كريم هرجا نامى از امامت برده شده هدايت نيز بعنوان تفسير بدنبال آن ذكر گرديده است . خداوند مىفرمايد :
« وَ وَهَبْنا لَهُ إِسْحاقَ وَ يَعْقُوبَ نافِلَةً وَ كُلًّا جَعَلْنا صالِحِينَ وَ جَعَلْناهُمْ أَئِمَّةً يَهْدُونَ بِأَمْرِنا »
و آيهء :
« وَ جَعَلْنا مِنْهُمْ أَئِمَّةً يَهْدُونَ
هامش
( 80 ) - الميزان : 1 / 267 - 268 و بقره : 124 ، حجر : 54 ، هود : 72 ، ابراهيم : 39 و براى توضيح بيشتر نگاه كنيد : الميزان :
12 / 17 - 15 .
( 81 ) - نگاه كنيد : صفحهء 290 - 292 همين كتاب .
( 82 ) - الميزان : 1 / 270 - 271 ، بقره : 124 .