تخطي إلى المحتوى الرئيسي

روش علامه طباطبايى در تفسير الميزان ( فارسى ) — صفحة 351

مساهمون:

ص٣٥١
در تفسير آيهء :
« وَ ما خَلَقْنَا السَّماواتِ وَ الْأَرْضَ وَ ما بَيْنَهُما إِلَّا بِالْحَقِّ »
چنين گويد : در اين آيه مشاجره‌اى است ميان پيروان عقيدهء جبر و تفويض . جبرىها با اين آيه استدلال كرده‌اند كه افعال بندگان مخلوق خداست . و از موجوداتى است كه ميان زمين و آسمان‌ها قرار دارد و كلمهء « و ما بينهما » شامل آن مىگردد . پس آن افعال مخلوق خدا مىباشد . پيروان مسلك تفويض هم با همين آيه استدلال كرده‌اند كه افعال بندگان مخلوق خدا نيست و تنها مستند به خود آنهاست و گناهان و كارهاى قبيح از مصاديق باطل است و اگر اعمال بندگان مخلوق خدا باشد همگى حقّ خواهد بود ، درحالىكه باطل را خدا به حقّ خلق نكرده است . پس افعال بندگان ، مخلوق خدا نيستند . ( يعنى اگر آنها نيز مخلوق خدا باشند لازم مىآيد كه خدا عالم را به حقّ و باطل خلق كرده باشد و حال آنكه در آيه مورد بحث مىگويد كه عالم را تنها به حقّ خلق كرديم ) . « 67 » سپس علّامه در حاشيه گفتار فوق ، مطلبى بدين مضمون آورده است : حقّ مطلب اين است كه استدلال هر دو طائفه باطل است زيرا جهات قبح و معصيت در اعمال بندگان ، حيثيت‌هاى عدمى هستند . ( متعلّق خلقت قرار نمىگيرند ) ، زيرا اطاعت و معصيت مانند ازدواج و زنا و خوردن مال از راه حلال يا باطل و حرام و امثال اينها در اصل فعل مشتركند و اختلاف اينها از جهت طاعت و معصيت بستگى به موافقت يا مخالفت امر الهى دارد و مخالفت كه امرى است عدمى ( يعنى اطاعت نكردن ) گناه شمرده شده است . حال مىگوئيم : فعل را اگر از جهت وجود به خلقت خدا نسبت دهيم مستلزم اين نيست كه از جهت زشتى و گناه بودن هم مستند به خلقت او بدانيم و بگوئيم گناه و كار زشت را هم خدا آفريده است زيرا قبح و معصيت از جهات عدمى فعل‌اند و فعل از آن جهت كه داراى جنبه عدمى است جزء مخلوقات ميان زمين و آسمان به شمار نمىرود تا آيه
هامش
( 67 ) - الميزان : 12 / 189 ، حجر : 85 ، براى اطلاع بيشتر ن . ك : الميزان : 1 / 99 - 100 ، 2 / 238 - 246 ، 13 / 188 ، 303 ، 15 / 252 - 254 .