و بدين خاطر بر خوبىها پاداش داده مىشود و بر بديها مجازات مىگردد . « 52 » معتزله با اماميه در اغلب موارد اين اصل اتّفاق نظر دارند . با اين تفاوت كه معتزله فعل اصلح را براى خداوند واجب نمىدانند . بدين معنى كه خداوند به انجام آن محكوم باشد . بلكه مىگويند در شأن خداى سبحان است كه فعل اصلح را انجام دهد . همچنين شيعه با معتزله در مسئله افعال بندگان متّفق نيست . شيعه قائل به جبر و تفويض نمىباشد بلكه منزلتى ميان اين دو را مىپذيرد . « 53 » - كه توضيح آن خواهد آمد - .
علّامه بارها در تفسير متعرّض اين اصل شده و مىگويد : خداى سبحان در كتاب خود خبر داده كه در قوانين و شرايع او مصالح و مفاسد انسان در نظر گرفته شده است . تا به بهترين وجه نقص انسان را به كمال مبدل سازد . خداوند مىفرمايد :
« إِذا دَعاكُمْ لِما يُحْيِيكُمْ »
و
« ذلِكُمْ خَيْرٌ لَكُمْ إِنْ كُنْتُمْ تَعْلَمُونَ »
و
« إِنَّ اللَّهَ يَأْمُرُ بِالْعَدْلِ وَ الْإِحْسانِ »
و
« إِنَّ اللَّهَ لا يَأْمُرُ بِالْفَحْشاءِ »
. اين آيات و نظاير آن راه و روش خردمندان در اجتماع را امضاء مىكند . بنابراين ، احكام شرعى كه خداوند مقرّر فرموده اساس مصالح و مفاسد انسان را منظور داشته است . « 54 »
در تفسير آيهء :
« قالَ رَبُّنَا الَّذِي أَعْطى كُلَّ شَيْءٍ خَلْقَهُ ثُمَّ هَدى »
علّامه ذكر مىكند : آفرينش و ايجاد اشياء از سوى خداى تعالى مستلزم مالكيّت او نسبت به وجود آنها و مالكيّت تدبير امور آنهاست . « 55 » بنابراين از نعمتهائى كه خدا بر بندگانش منّت نهاده اينست كه بر خود واجب كرده راه ميانه را به آنان بنمايد تا بتوانند به سعادت زندگىشان برسند و بسوى پروردگارشان هدايت شوند . خداوند مىفرمايد :
« وَ عَلَى اللَّهِ قَصْدُ السَّبِيلِ وَ مِنْها جائِرٌ وَ لَوْ شاءَ لَهَداكُمْ أَجْمَعِينَ »
. در ذيل اين آيه ، مؤلف الميزان چنين مىگويد : خداى سبحان راه ميانه را به خود نسبت داده
هامش
( 52 ) - ضحى الاسلام : 3 / 44 - 61 و منهج الزمخشرى فى تفسير القرآن ؛ الصاوى الجوينى ، ص 114 - 126 .
( 53 ) - عقائد الاماميّه : استاد محمد رضا مظفر ، ص 64 - 69 .
( 54 ) - الميزان : 1 / 95 ، انفال : 24 ، صف : 11 ، نحل : 90 ، اعراف : 28 .
( 55 ) - الميزان : 14 / 167 ، طه : 50 و الميزان : 18 / 96 .