تخطي إلى المحتوى الرئيسي

روش علامه طباطبايى در تفسير الميزان ( فارسى ) — صفحة 346

مساهمون:

ص٣٤٦
موجودات حقيقى است چون ذات خدا قديم است . بدين جهت اگر مىگوئيم قرآن قديم است معنايش اين است كه علم خدا به قرآن قديم است . در مورد كلام نفسى كه اشعرى آن را براى خدا قائل است . علّامه مىگويد : « اگر مقصود از كلام نفسى همان معناى كلام لفظى است و يا صورت علمى آن كه با لفظ خود منطبق است ، معناى آن به علم بازمىگردد و چيزى زائد بر علم و صفتى مغاير با آن نيست و اگر معناى ديگرى منظور است ، ما چيزى از آن تصور نمىكنيم » . « 51 »

2 - عدل

به عقيدهء شيعه دوّمين اصل از اصول دين ، عدل است . همهء مسلمانان در اعتقاد به عدل الهى اتّفاق نظر دارند ولى مذهب شيعه همانند معتزله معناى آن را گسترده‌تر مطرح مىسازد و مسائلى را در ذيل اين اصل بدين گونه عنوان مىكند . خداى تعالى مخلوقات را به هدف نهائيشان راهنمون مىشود و بهترين سرنوشت را براى آنها مىخواهد . بر اين مطلب دو نظريّه متفرّع است . اوّل : نظريّه صلاح و اصلح يعنى بر خداى سبحان واجب است آنچه را براى بندگانش اصلح است ، مراعات كند . دوّم : نظريّه حسن و قبح عقلى يعنى حسن و قبح در اشياء ذاتى است و شرع مقدّس اگر چيزى را نيكو مىشمارد يا تقبيح مىكند تنها از حسن و قبح خبر مىدهد نه اينكه آن را اثبات كند . مقتضاى عدل الهى اينست كه ارادهء شرّ و بدى ندارد و به آن نيز امر نمىكند . ارادهء الهى چنين تعلّق گرفته كه آنچه خير است موجود باشد و آنچه شرّ است موجود نباشد و آنچه نه خير و نه شرّ باشد ، خداى تعالى آن را نه اراده مىكند و نه از آن اكراه دارد . معتزله همچنين به تفويض ايمان دارند . يعنى خداوند افعال بندگان را چه خير و چه شرّ نيافريده و ارادهء انسان ، آزاد است و انسان خالق افعال خود مىباشد .
هامش
( 51 ) - الميزان : 14 / 247 - 250 .