تخطي إلى المحتوى الرئيسي

روش علامه طباطبايى در تفسير الميزان ( فارسى ) — صفحة 344

مساهمون:

ص٣٤٤
« وُجُوهٌ يَوْمَئِذٍ ناضِرَةٌ إِلى رَبِّها ناظِرَةٌ »
به‌منزله تقييدى براى جملهء :
« قالَ لَنْ تَرانِي »
باشد . « 43 »

خلق قرآن

معتزله به حدوث و خلق قرآن معتقدند . « 44 » درحالىكه پيشينيان عقيده داشتند كه خداى تعالى خود را با صفاتى مانند : قدرت ، اراده ، علم ، كلام ، سمع ، بصر و . . . توصيف كرده است . پس ايمان به صفات الهى ، همان‌طوركه وارد شده واجب است و نبايد به تأويل و شرح آن بپردازيم . « 45 » در كنار معتزله گروهى از حنابله هستند كه معتقدند : كلمات و حروف قرآن عينا همان كلام خداست لذا واجب است كه ازلى باشند نه مخلوق ، ولى بطلان اين گفته روشن است زيرا براى اشياء مادى ، حادث ، قديم بودن را اثبات مىنمايد . « 46 » امّا اشاعره با عقايد معتزله كه قائل به خلق قرآن بودند ، به معارضه برخاسته و به قديم بودن كلام الهى معتقد شدند . چه مقصود از كلام در نظر آنان همان معانى ذهنى هستند و اينها علوم خداوند سبحان و قائم به ذات او و بواسطهء قديم بدون ذات ، قديم‌اند و كلام لفظى كه ضرورتا حادث مىباشد بر آن معانى دلالت دارد . بنابراين اشاعره - در يكى از دو اطلاق بر كلام خدا - عقيده معتزله را پذيرفته‌اند . ابو الحسن اشعرى ( متوفى به سال 330 ه . ق ) اعتقاد داشت : قرآن به معناى نوشته‌اى كه آن را تلاوت مىكنيم ، بدون شك همچنان‌كه معتزله مىگويند مخلوق و حادث است . هر كلمه‌اى كه خوانده مىشود با نطق بعدى منقضى مىشود . لذا تمام كلمات حادث هستند . همچنين مجموع كلمات و تركيب آنها نيز حادث‌اند و بر اين نوشته كه آن را قرائت مىكنيم مجازا « كلام اللّه » گفته
هامش
( 43 ) - الميزان : 8 / 241 - 242 ، اعراف : 143 ، قيامت : 22 - 23 . ( 44 ) - شهرستانى : الملل و النحل : 1 / 45 . ( 45 ) - امين ، احمد : ضحى الاسلام ، بيروت : چ 10 ، 3 / 37 . ( 46 ) - همان كتاب : 3 / 40 .