تخطي إلى المحتوى الرئيسي

روش علامه طباطبايى در تفسير الميزان ( فارسى ) — صفحة 343

مساهمون:

ص٣٤٣
لقاء در اين آيه ، ملاقات جسمانى نيست زيرا در آيه قرائنى وجود دارد كه مىفهماند خداى تعالى بر همه چيز شاهد و محيط است لذا حضور او اختصاص به چيزى يا جهتى معين و يا به مكانى خاص ندارد . پس اگر كسى خدا را يافت او را در ظاهر و باطن اشياء و در وجدان و ذات خويش يافته است . مانند اين آيهء شريفه :
« كَلَّا بَلْ رانَ عَلى قُلُوبِهِمْ ما كانُوا يَكْسِبُونَ ، كَلَّا إِنَّهُمْ عَنْ رَبِّهِمْ يَوْمَئِذٍ لَمَحْجُوبُونَ »
كه دلالت دارد بر اينكه تيرگى گناه ، ميان خدا و مردم حاجب شده و آنان را از شرف شهود و جمال ربوبى مانع گشته است و اگر آنها مىتوانستند خدا را ديدار كنند ، با رؤيت قلبى بود نه با چشم ظاهر . نوعى از رؤيت فراتر از رؤيت با چشم وجود دارد كه خداوند متعال آن را در آيهء :
« كَلَّا لَوْ تَعْلَمُونَ عِلْمَ الْيَقِينِ لَتَرَوُنَّ الْجَحِيمَ ثُمَّ لَتَرَوُنَّها عَيْنَ الْيَقِينِ »
و آيهء :
« وَ كَذلِكَ نُرِي إِبْراهِيمَ مَلَكُوتَ السَّماواتِ وَ الْأَرْضِ وَ لِيَكُونَ مِنَ الْمُوقِنِينَ »
ذكر فرموده است . اين نوع رؤيت نوعى درك و شعورى است كه انسان با آن چيزى را با نفس خويش درك مىكند بدون اينكه ابزار حسّى يا فكرى را در آن به كار گيرد بلكه آن را با وجدان و بدون هيچ حجاب و پرده‌اى درك مىكند و چيزى جز اشتغال به نفس و گناهانى كه مرتكب شده ، وى را به غفلت از آن نمىكشاند . « 42 » و بعد مىافزايد : اين علم كه از آن به رؤيت و لقاء تعبير شده است تنها براى بندگان صالح خدا در روز قيامت ميسّر است . همچنان‌كه خداوند مىفرمايد :
« وُجُوهٌ يَوْمَئِذٍ ناضِرَةٌ إِلى رَبِّها ناظِرَةٌ »
همچنين حصول علم بديهى به خدا و رؤيت او در دنيا در آيهء :
« قالَ رَبِّ أَرِنِي أَنْظُرْ إِلَيْكَ قالَ لَنْ تَرانِي »
نفى شده است چرا كه « لن » نفى ابد را افاده مىكند و در يك جملهء استدراكى توضيح مىدهد . ثبوت رؤيت در آخرت با تعبير « لن ترانى » منافات ندارد زيرا ممكن است آيهء :
هامش
( 42 ) - الميزان : 8 / 236 - 240 ، قيامت : 22 - 23 ، نجم : 11 ، عنكبوت : 5 ، فصلت : 53 ، مطففين : 14 ، تكاثر : 5 - 7 ، انعام : 75 .