تخطي إلى المحتوى الرئيسي

روش علامه طباطبايى در تفسير الميزان ( فارسى ) — صفحة 339

مساهمون:

ص٣٣٩
آيهء :
« وَ اللَّهُ هُوَ الْغَنِيُّ »
و آيهء :
« اللَّهُ خالِقُ كُلِّ شَيْءٍ »
و آياتى از اين قبيل . « 27 » در اين زمينه يعنى تأويل متشابه معتزله ، اشاعره « 28 » و اماميه اتفاق نظر دارند . معتزله صفات ازلى را بطور كلّى از خداوند نفى مىكنند و مىگويند : « خداوند عالم ، قادر و حىّ است به ذات خويش نه با علم ، قدرت و حيات ديگر . اين صفات قديم است و اين معانى قائم به اوست زيرا اگر صفات خداوند با او در قديم بودن شريك باشند در حقيقت آن صفات در الوهيت با او شريك خواهند بود . « 29 » شايد اين اعتقاد معتزله به نفى صفات از خدا بدليل غلوّ آنها در تنزيه خداوند باشد . تا بدانجا كه به نفى كشيده شده‌اند . شيعه در اين مورد با معتزله اختلاف نظر دارند . اگر چه مانند معتزله معتقدند : صفات خدا عين ذات اوست « 30 » امّا درحالىكه معتزله به نفى صفات معتقدند ، در اين مورد شيعه بحث را توسعه داده و براى خداوند اصل معناى صفات را اثبات مىكنند . و او را از خصوصياتى كه لازمه فقر و امكان است منزّه مىدانند . همچنان‌كه كلام امام رضا ( ع ) كه قبلا گذشت آن را توضيح مىداد . « 31 » به اصل بحث بازمىگرديم تا ببينيم علّامه چگونه با اين مسئله برخورد مىكند . وى در اين خصوص مىگويد : صفات كماليه كه براى خدا اثبات مىكنيم مانند : حيات ، قدرت و علم و امثال آن با نفى جنبه‌هاى نياز و نقص كه ملازم اين صفات مىباشد همانا با اذعان به اين معنا است كه جميع كمالات موجود در جهان هستى از آن خداوند است . اين اذعان از احساس نياز و ارتباط نفوس و نيروها و افعال ما با وجود خارجى كه براى بقاء ما فعّاليت مىكنند ، نتيجه
هامش
( 27 ) - الميزان : 2 / 103 ، شورى : 11 ، فاطر : 15 ، زمر : 62 . ( 28 ) - الملل و النحل : شهرستانى : 1 / 94 و ن . ك : تفسير رازى : 5 / 218 ، 12 / 43 و 19 / 277 ، 25 / 218 ، 25 / 24 ، 31 / 173 . ( 29 ) - الملل و النحل : شهرستانى : 1 / 44 . ( 30 ) - شيخ مفيد : اوائل المقالات ، شرح : فضل اللّه زنجانى ، نجف ، 1381 ه . ق ، چ 3 ، ص : 55 ، 61 و ن . ك : سيد مرتضى : جهل العلم و العمل ، تحقيق : رشيد صفّار ، نجف ، 1378 ه . ق ، ص : 30 . ( 31 ) - ضحى الاسلام : 3 / 28 .
روش علامه طباطبايى در تفسير الميزان ( فارسى ) — صفحة 339 | على رمضان اوسى