تخطي إلى المحتوى الرئيسي

روش علامه طباطبايى در تفسير الميزان ( فارسى ) — صفحة 337

مساهمون:

ص٣٣٧
« قالَ لا تَخافا إِنَّنِي مَعَكُما أَسْمَعُ وَ أَرى »
علّامه مىگويد : اين جمله كنايه از مراقبت و نصرت است . « 18 » همچنين در آيهء :
« قَدْ سَمِعَ اللَّهُ قَوْلَ الَّتِي تُجادِلُكَ فِي زَوْجِها وَ تَشْتَكِي إِلَى اللَّهِ وَ اللَّهُ يَسْمَعُ تَحاوُرَكُما إِنَّ اللَّهَ سَمِيعٌ بَصِيرٌ »
مىگويد : مراد از سمع در جمله « قد سمع اللّه » استجابت دعا و برآوردن حاجت است كه به صورت كنايه آورده شده است . « 19 » در تفسير آيه
« وَ اللَّهُ بَصِيرٌ بِما يَعْمَلُونَ »
مىگويد : « بصير » از اسماء حسنى و معناى آن علم به ديدنىهاست . « 20 » ج ) در بعضى آيات « رضا : خوشنودى » و « سخط : خشم » و « اسف : تأسف » به خدا نسبت داده شده است . علّامه بدين گونه تقرير مىكند : در آيهء :
« لَقَدْ رَضِيَ اللَّهُ عَنِ الْمُؤْمِنِينَ إِذْ يُبايِعُونَكَ تَحْتَ الشَّجَرَةِ »
مىگويد : رضايت حالتى است كه در برخورد با هر چيز ملايم بر نفس انسان عارض مىشود . در اين حالت ، نفس آن را مىپذيرد و از خود دور نمىكند . در مقابل اين واژه كلمهء « سخط » به معناى خشم قرار دارد و اين دو كلمه وقتى به خداى سبحان نسبت داده مىشوند منظور ثواب و عقاب اوست . پس رضاى خدا بمعنى امر و پاداش نيك دادن او است نه آن حالتى كه بر نفس حادث و عارض مىشود . زيرا محال است كه خداوند در معرض صفتى جديد قرار گيرد . پس رضايت و خشم از صفات فعل خداست نه از صفات ذات وى . « 21 » در آيهء :
« فَلَمَّا آسَفُونا انْتَقَمْنا مِنْهُمْ فَأَغْرَقْناهُمْ أَجْمَعِينَ »
مىگويد : ايساف به معنى : اغضاب يعنى به خشم آوردن است و غضب خداوند همان ارادهء عقوبت است . او خالق اشياء مىباشد و خلقت وى از روى نياز نيست لذا اندازه و كيفيّت در مورد خداوند محال است . « 22 »
هامش
( 18 ) - الميزان : 4 / 156 ، طه : 46 . ( 19 ) - الميزان : 19 / 178 ، مجادله : 1 . ( 20 ) - الميزان : 1 / 229 ، بقره : 96 . ( 21 ) - الميزان : 18 / 284 ، فتح : 18 و الميزان : 17 / 240 - 241 ، 19 / 197 ، 20 / 340 . ( 22 ) - الميزان : 18 / 111 - 112 ، زخرف : 55 .