تخطي إلى المحتوى الرئيسي

روش علامه طباطبايى در تفسير الميزان ( فارسى ) — صفحة 338

مساهمون:

ص٣٣٨
بدين ترتيب علّامه راه تأويل مىپيمايد و اين گونه آيات را به مجاز و كنايه حمل مىكند تا توهّم ناشى از ظواهر آيات را كه دلالت بر تشبيه و تجسيم خداوند دارد ، دفع نمايد . بعنوان مثال كلمه « اخذ » در آيهء :
« ثُمَّ أَخَذْتُ الَّذِينَ كَفَرُوا فَكَيْفَ كانَ نَكِيرِ »
كنايه از عذاب نمودن است . « 23 » در آيهء :
« وَ ما قَدَرُوا اللَّهَ حَقَّ قَدْرِهِ وَ الْأَرْضُ جَمِيعاً قَبْضَتُهُ يَوْمَ الْقِيامَةِ وَ السَّماواتُ مَطْوِيَّاتٌ بِيَمِينِهِ »
مىگويد : « قبضه » كنايه از منحصر بودن تسلّط بر چيزى توسط قابض است و يمين : در آيه كنايه از قدرت مىباشد . « 24 » د ) آنچه در آيات قرآن وارد شده كه « قرب : نزديكى » را به خداى سبحان نسبت مىدهد . علّامه آن را به احاطه و علم تأويل نموده است . در تفسير آيه :
« وَ نَحْنُ أَقْرَبُ إِلَيْهِ مِنْكُمْ وَ لكِنْ لا تُبْصِرُونَ »
مىگويد : يعنى ما نسبت به شما از شاهرگ گردن نزديكتريم . چون ما به سراسر وجود انسان احاطه داريم و فرستادگان ما كه گيرندگان جان انسان هستند از شما به آنها نزديكترند امّا شما نه ما را مىبينيد و نه فرستادگان ما را . « 25 » در آيهء :
« وَ لَقَدْ خَلَقْنَا الْإِنْسانَ وَ نَعْلَمُ ما تُوَسْوِسُ بِهِ نَفْسُهُ وَ نَحْنُ أَقْرَبُ إِلَيْهِ مِنْ حَبْلِ الْوَرِيدِ »
مىگويد : ما به انسان از رگ گردن كه در تمامى اعضايش دويده و در كالبدش جاى گرفته ، نزديكتريم . آن‌وقت چگونه به او و به آنچه در دل او مىگذرد آگاه نباشيم ؟ « 26 » از مثال‌هاى گذشته درمىيابيم كه صاحب الميزان سعى دارد با انواع شرح و تأويل ، هر نوع شباهت جسمانيّت را كه از ظواهر آيات هويداست بر طرف كند . در اين راه از آيات ديگر استمداد مىجويد . مانند آيهء :
« لَيْسَ كَمِثْلِهِ شَيْءٌ »
و
هامش
( 23 ) - الميزان : 17 / 38 ، فاطر : 26 . ( 24 ) - الميزان : 17 / 292 ، زمر : 67 ، الميزان : 18 / 284 . ( 25 ) - الميزان : 19 / 139 ، واقعه : 85 . ( 26 ) - الميزان : 2 / 32 ، ق : 16 .