تخطي إلى المحتوى الرئيسي

روش علامه طباطبايى در تفسير الميزان ( فارسى ) — صفحة 320

مساهمون:

ص٣٢٠
مقصود علّامه از اينكه دو نصّ با يكديگر منافات دارند همانا تعارض ظاهرى است نه تعارض حقيقى . زيرا كلام خداى عز و جل منزّه از اختلاف مىباشد همان‌طوركه مىفرمايد :
« وَ لَوْ كانَ مِنْ عِنْدِ غَيْرِ اللَّهِ لَوَجَدُوا فِيهِ اخْتِلافاً كَثِيراً »
. « 110 » علّامه در تأكيد اين معنا مىگويد : « نسخ همان‌طور كه از نوع تناقض در گفتار نيست همچنين از قبيل اختلاف در نظر و حكم نمىباشد بلكه صرفا ناشى از اختلاف در مصداق است بدين معنا كه يك مصداق در شرايط معينى ممكن است داراى مصالحى باشد كه حكم خاصّى به آن تعلّق گيرد و همين‌كه در اثر تغيير شرايط ، مصالح مزبور از بين رفت حكم نيز تغيير پيدا مىكند . « 111 » از نظر علّامه اين گونه تعارض ظاهرى مبناى نسخ در آيات كتاب الهى است . وى مىافزايد : نسخ مخصوص احكام شرعى نيست و در امور تكوينى نيز جريان دارد . « 112 » نسخ دو طرف دارد : ناسخ و منسوخ . و ناسخ ، كمالات و
هامش
( 110 ) - زركشى : البرهان فى علوم القرآن ، 2 / 45 و نساء : 82 . شاطبى مىگويد : كسى كه در اصول شريعت تحقيق كند درمىيابد كه دلايل اين شريعت با يكديگر متعارض نيست . . . چرا كه قطعا در شريعت تعارضى وجود ندارد . تعارض ميان آيه‌ها بخاطر نظر و برداشت مجتهد است در واقع و نفس الامر . ن . ك : الموافقات : 4 / 294 . ( 111 ) - الميزان : 1 / 67 . در واقع هيچ‌گونه تعارض حقيقى ميان آيه‌هاى كتاب خدا يافت نمىشود . مترتب ساختن نسخ بر وقوع تعارض دليلى است بر اين مطلب كه بين دو نصّ تعارض حقيقى وجود ندارد زيرا آن دو حكمى كه يكى توسط ديگرى نسخ شده است ، بايستى زمان عمل به آن دو مختلف باشد . لذا اتحاد زمانى بين دو حكم كه شرط تحقق يافتن تعارض است مانع نسخ مىباشد و اختلاف زمانى در دو حكم - كه شرط وقوع نسخ است - مانع تعارض است . ن . ك : النسخ فى القرآن الكريم : مصطفى زيد : 1 / 169 . ( 112 ) - هرگاه نسخ در تشريع صورت پذيرد نسخ احكام ناميده مىشود و آنچه در تكوين باشد . بداء ناميده مىشود . ( ن . ك : التبيان فى تفسير القرآن : شيخ طوسى : 1 / 12 - مقدمه تفسير ) شيعه مسئله ( بداء ) را ضمن مفهوم ارتباط فعل انسان با علم الهى ، مورد بررسى قرار مىدهد ؛ اگر چه انسان مىتواند فعلى را كه از روى اختيار انجام داده است به خود نسبت دهد ولى اين امر مسئله علم الهى را كه متعلق به فعل است ، تغيير نمىدهد . به همين جهت تمام گروه‌هائى كه بداء را به ظهور و تغيير تفسير كرده‌اند معتقدند بداء مختص لوح قدر ( يعنى لوح محو و اثبات ) است كه آيهء :( يَمْحُوا اللَّهُ ما يَشاءُ وَ يُثْبِتُ وَ عِنْدَهُ أُمُّ الْكِتابِ )( 39 / رعد ) مبين آنست . ولى علم الهى كه ام‌ّالكتاب را شامل مىشود ثابت بوده و به هيچ نوع از انواع تغيير متصف نمىگردد . با اينكه علماى شيعه در تفسير اين مسئله اختلاف نظر دارند ولى اين مذهب از تهمتى كه به آنها نسبت داده شده ( يعنى قائل شدن به تغيير علم الهى ) مبرّا است . تغيير علم الهى همانست كه يهود بخاطر آن ، اعتقاد به نسخ را مردود شمرده‌اند زيرا لازمه