تخطي إلى المحتوى الرئيسي

روش علامه طباطبايى در تفسير الميزان ( فارسى ) — صفحة 317

مساهمون:

ص٣١٧
مىگويد : « آيه مذكور بر اين مطلب اشاره دارد كه احكام قرآن هيچ‌گاه باطل نمىشود در حالى كه معناى وجود نسخ ابطال حكم سابق است . « 97 » در حقيقت ظاهر آيه با تأويل ابو مسلم سازگار نيست . معناى آيه اينست كه عقايد قرآن موافق عقل است و احكام آن بر اساس حكمت و اخبار آن مطابق واقع و الفاظ آن از تغيير و تبديل محفوظ است . خداوند مىفرمايد :
« إِنَّا نَحْنُ نَزَّلْنَا الذِّكْرَ وَ إِنَّا لَهُ لَحافِظُونَ »
و
« بِالْحَقِّ أَنْزَلْناهُ وَ بِالْحَقِّ نَزَلَ »
و چه بسا اين معنا در اثبات نسخ و وقوع آن نزديكتر باشد تا اينكه بخواهد نسخ را نفى كرده و آن را ممتنع بداند زيرا نسخ تصرّف خداوند حكيم است و حكمت اقتضاى آن را دارد و مصلحت بدان مربوط مىباشد . « 98 » همچنين يهود با انديشه نسخ مخالفت ورزيده و ادّعا كرده‌اند كه نسخ بطور كلى محال است و معتقدند كه لازمه نسخ ، جهل و عدم حكمت نسبت به حكم سابق است ولى گفتار آنان قابل قبول نيست ، با اين توضيح كه حكم وضع‌شده به زمان خاصّى مقيّد بوده و در نزد خدا معلوم است ولى در نزد مردم مجهول مىباشد و نسخ برداشتن حكم پس از انتهاى زمان مزبور است . زيرا مهلتى كه حكم مقيد به آن بوده پايان يافته و هدف واقعى مربوط به آن حاصل شده است . « 99 » بعلاوه نسخ در خود تورات نيز واقع شده است . « 100 » علّامه با اشاره به معناى نسخ مىگويد : « وضع حكم موقت در حالى كه شرايط حكم دائمى بوجود نيامده باشد و گذاشتن حكم دائم بجاى آن ، واقعيتى است كه در آن اشكالى وجود ندارد » . « 101 » تا اينجا امكان وقوع نسخ در قرآن كريم روشن شد ليكن بايد توجّه داشته باشيم كه نسخ ممكن است به اشكال گوناگونى متصوّر گردد كه علماء در تعيين
هامش
( 97 ) - مناهل العرفان : 2 / 207 و فصّلت : 42 . ( 98 ) - همان كتاب : 2 / 208 ، حجر : 9 ، اسراء : 105 . ( 99 ) - البيان فى تفسير القرآن : سيد ابو القاسم خوئى ؛ ص : 280 - 284 . ( 100 ) - محمد جواد بلاغى : الهدى الى دين المصطفى ، صيدا ، 330 ه ، 2 / 286 - 299 . ( 101 ) - قرآن در اسلام : علامه طباطبائى ، ص : 50 - 51 و ن . ك : الميزان : 12 / 245 .