اصل سنت است ، ناسخ قرآن نمىتواند باشد . « 107 » علّامه تنها موردى از نسخ را مىپذيرد كه دو آيه ناسخ و منسوخ بر حسب ظهور لفظى با يكديگر منافات داشته باشند . در اين صورت آيه دوّم ناسخ حكم آيه اوّل است . « 108 » در توضيح موضع علّامه دربارهء نسخ لازم است معناى تعارض و قدر متيقن آن را در نسخ و تفاوت ميان نسخ و اسلوبهاى بيانى ديگر مانند : عموم و خصوص ، اطلاق و تقييد ، مجمل و مبين را بيان كنيم .
تعارض از نظر علماى اصول عبارت است از اينكه : يكى از دو دليل كه با هم از لحاظ قوّت مساوى هستند ، اقتضاى نقيض ديگرى را داشته باشد . « 109 »
هامش
( 107 ) - البيان : سيد ابو القاسم خوئى ، ص : 286 .
استاد على حسب اللّه مىگويد : علماى اسلام بر اين اعتقادند كه نسخ كتاب الهى به اجماع ممنوع است زيرا نصّ اگر قطعى باشد ، انعقاد اجماع بر خلاف آن ممكن نيست و اگر ظنّى باشد اجماع بر خلاف آن صورت نمىپذيرد ، جز با دليل كه در اين صورت اين دليل ناسخ خواهد بود . ن . ك : اصول التشريع الاسلامى ، ص : 279 - 280 .
قياس نيز نصّ را نسخ نمىكند زيرا قياس معمولا بعد از زمان رسالت يعنى بعد از زمان نسخ واقع مىگردد و اينكه گفته شده كه رسول خدا ( ص ) خود به قياس عمل مىكرد ، بايد گفت : مسائلى كه پيامبر در آنها قياس كرده است ( بر فرض كه پيامبر به قياس عمل كرده باشد ) از آنجائى كه خود آن حضرت احكام آن مسائل را امضاء نمودهاند لذا در رديف سنّت به حساب مىآيد . ( ن . ك : النسخ فى القرآن الكريم : د . مصطفى زيد ؛ 1 / 179 - 180 ) .
( 108 ) - محققان وقوع اين نوع از نسخ را در قرآن كريم جايز مىدانند ، زركشى گفتارى را از استاد ابو اسحاق اسفراينى ( متوفى به سال 418 ه . ق ) نقل مىكند كه : « اگر آيات قرآن با يكديگر متعارض باشند و نتوانيم يكى را بر ديگرى مقدّم بداريم و يا ميان آن آيات جمع كنيم . در اين حال به زمان نزول آيات مىنگريم و آيات متأخر را گرفته و متقدّم را رها مىكنيم و اين همان نسخ است . » ن . ك : البرهان : 2 / 48 .
سيوطى در الاتقان ( 2 / 25 ) كلامى از ابن حصار نقل كرده كه مىگويد : « هرگاه به وجود تعارض ( بين آيات يقين داريم ) و تاريخ نزول معلوم است كه كداميك مقدّم و كدام مؤخّر است حكم به نسخ مىكنيم . شيخ خضرى نيز در كتاب اصول فقه ( ص : 298 ) به اين مطلب اشاره نموده است .
محقق بزرگ علامه خوئى رئيس حوزه علميه نجف اشرف وقوع اين نوع نسخ در قرآن را نمىپذيرد و به اين آيه استدلال مىكند :« وَ لَوْ كانَ مِنْ عِنْدِ غَيْرِ اللَّهِ لَوَجَدُوا فِيهِ اخْتِلافاً كَثِيراً »( نساء : 82 ) كه به موجب اين آيه اين گونه تناقض نفى شده است . وى معتقد است اطلاق نسخ بر اين قسم از قبيل مسامحه در اطلاق است ، بعد از آنكه بر معناى معروف در اصول استقرار يافته و از معانى لغوى و غير آن رها شده است . ( ن . ك : البيان فى تفسير القرآن ، ص : 287 ) .
ولى علّامه طباطبائى - در واقع - تا اين حدّ مسامحه نكرده كه ادعاهاى نسخ را بدون تأمّل و تحقيق در جهت منافات آيههاى قرآن بپذيرد . دليل ما بر اين مطلب مثالهايى است كه ذكر مىكنيم و يا به آنها اشارهاى خواهيم داشت .
همچنان كه وى به صراحت اين گونه تناقض ميان آيههاى قرآن را به بيانى كه قبلا اشاره شد ، نفى مىكند .
( 109 ) - ن . ك : على حسب اللّه : اصول التشريع الاسلامى ، ص : 273 .