انتهاى حكم اوّل تا موعدى كه در نزد خداوند مشخص بوده ، نمىباشد . همچنين اگر نسخ از لحاظ عقلى جايز نمىبود و در شرع واقع نمىشد ، اديان گذشته باقى مانده بودند و اگر آن اديان باقى مانده بودند رسالت نبىّ اكرم ( ص ) براى جهانيان ثابت نمىگرديد .
در اثبات اينكه نسخ از لحاظ شرعى واقع شده مىتوان موارد زيادى را نام برد كه در تورات و انجيل وجود دارد . در قرآن نيز آيهء :
« ما نَنْسَخْ مِنْ آيَةٍ أَوْ نُنْسِها نَأْتِ بِخَيْرٍ مِنْها أَوْ مِثْلِها »
و آيهء :
« يَمْحُوا اللَّهُ ما يَشاءُ وَ يُثْبِتُ وَ عِنْدَهُ أُمُّ الْكِتابِ »
آمده است . اين دو آيه در ردّ كسانى نازل شد كه به وجود نسخ در آئين مقدس اسلام طعنه مىزدند . همچنين آيهء :
« وَ إِذا بَدَّلْنا آيَةً مَكانَ آيَةٍ وَ اللَّهُ أَعْلَمُ بِما يُنَزِّلُ قالُوا إِنَّما أَنْتَ مُفْتَرٍ بَلْ أَكْثَرُهُمْ لا يَعْلَمُونَ »
وجه دلالت اين آيه بر نسخ آنست كه « تبديل » عبارتست از برداشتن اصل و جايگزين ساختن بدل . و اين همان معناى نسخ است . و آيهء :
« فَبِظُلْمٍ مِنَ الَّذِينَ هادُوا حَرَّمْنا عَلَيْهِمْ طَيِّباتٍ أُحِلَّتْ لَهُمْ »
. وجه دلالت اين آيه بر نسخ آن است كه آنچه قبلا حلال بوده بعدا حرام شده است و اين چيزى جز نسخ نيست . و از كلمهء « احلّت لهم » درمىيابيم كه حكم اوّل يعنى حلال بودن طيبات حكم شرعى بوده نه برائت اصلى . همانطوركه در قرآن كريم آيات زيادى وجود دارد كه احكام آن نسخ شده است . « 95 » در ضمن بحث نمونههائى را از قول علّامه ذكر خواهيم كرد .
البته كسانى هم وجود دارند كه منكر وقوع نسخ در قرآن كريم مىباشند .
از آن جمله مىتوان : ابو مسلم مفسّر ( متوفى به سال 372 ه . ق ) را نام برد . فخر رازى مىگويد : « همه علماء بر وقوع نسخ در قرآن كريم اتفاق نظر دارند ولى ابو مسلم بن بحرانه قائل به عدم وقوع نسخ در قرآن است . « 96 » او به آيهء :
« لا يَأْتِيهِ الْباطِلُ مِنْ بَيْنِ يَدَيْهِ وَ لا مِنْ خَلْفِهِ تَنْزِيلٌ مِنْ حَكِيمٍ حَمِيدٍ »
استناد كرده و
هامش
( 95 ) - مناهل العرفان : 2 / 186 - 193 ، بقره : 106 ، رعد : 39 ، نحل : 101 ، نساء : 160 .
( 96 ) - مفاتيح الغيب : 3 / 229 .