تخطي إلى المحتوى الرئيسي

روش علامه طباطبايى در تفسير الميزان ( فارسى ) — صفحة 311

مساهمون:

ص٣١١
علّامه با استفاده از اين قاعده در تفسير و با اشاره به اين مطلب كه بسيارى از روايات از قبيل جرى و ذكر مصاديق است نه تفسير ، همانند رواياتى كه از طرق شيعه از ائمه ( ع ) وارد شده و بعضى از اين روايات دربارهء امامان شيعه مىباشد ، در الميزان روش اعتدال را اتخاذ كرده و از تعصّب مذهبى فراتر رفته است .

5 - « نسخ در قرآن » از ديدگاه علّامه

دانشمندان اسلامى نسبت به مسئله نسخ توجه كافى مبذول داشتند تا اينكه بعنوان علمى از علوم قرآن كه به علم نسخ يا ناسخ و منسوخ ناميده مىشود ، متبلور گرديد . بدليل اهميّت نسخ در تفسير بود كه ائمه ( ع ) فرموده‌اند : « بر هيچ‌كس جايز نيست كتاب خدا را تفسير كند مگر پس از شناخت ناسخ و منسوخ قرآن » . « 79 » از على ( ع ) روايت شده كه روزى آن حضرت داخل مسجد كوفه شد و مردى را در مسجد ديد كه مردم به دور او حلقه زده و از او سؤال مىكردند و او امر و نهى و اباحه و خطر ( منع ) قرآن را خلط مىكرد . حضرت خطاب به وى فرمود : آيا ناسخ و منسوخ را مىشناسى ؟ جواب داد : نه ! آنگاه على ( ع ) فرمود : هلاك شدى و ديگران را به هلاكت افكندى . « 80 » علماى بسيارى دربارهء نسخ در قرآن مطالبى نگاشته‌اند از آن جمله : قتادة ابن دعامه السدوسى ( متوفى به سال 118 ه . ق ) و ابو عبيد قاسم بن سلام ( متوفى به سال 223 ه . ق ) و ابو داود سجستانى ( متوفى به سال 275 ه . ق ) و ابو جعفر نحّاس ( متوفى به سال 338 ه . ق ) و هبة اللّه بن سلام الضرير ( متوفى به سال 410 ه . ق ) و ابن عربى ( متوفى به سال 546 ه . ق ) و ابن جوزى ( متوفى به سال
هامش
( 79 ) - ن . ك : الاتقان : سيوطى ، انتشارات هيئة المصرية العامة للكتاب ، 1975 م ، 3 / 66 . ( 80 ) - ناسخ و منسوخ : ابو القاسم هبة اللّه بن سلامه ، حاشيه كتاب اسباب النزول اثر واحدى نيشابورى ، بيروت ، عالم الكتب ، ص : 5 - 6 .