مخلوق خدا هستند و خدا در خلقتش آنچه بخواهد فزونى مىدهد .
3 - ابو هريره از رسول خدا ( ص ) روايت كرده كه فرمودند : زيادى در خلقت همان روى زيبا و صداى نيكو و شعر خوب است . علّامه در ذيل اين روايات مىگويد كه اينها از قبيل جرى و تطبيق كلّى بر مصداق است نه تفسير . « 75 » جرى بر عكس تطبيق به معناى اصطلاحى است كه مفسّر در نزد خويش ، افكار و حوادث و امثال آن را از پيش دارد و مىخواهد آن را بر آيات قرآن كريم منطبق سازد .
امّا جرى همانطوركه گفتيم منطبق ساختن آيه بر بعضى مصاديق آن است و بنابراين جرى گاهى اطلاق مىشود و مقصود از آن تطبيق به معناى لغوى آن است .
علّامه اشاره نموده كه اغلب روايات جرى ، رواياتى است كه ائمه ( ع ) در آنها آيهاى از قرآن را بر موردى كه قابليت تطبيق دارد ، منطبق مىسازند اگر چه خارج از مورد نزول آيه باشد . بعلاوه دليل عقل نيز مساعد اين گونه انطباق است زيرا قرآن براى راهنمايى عموم بشر در هر زمان و مكان نازل شده و معارف گسترده و نظرى آن در يك سطح از ادراك افراد نيست . « 76 » بعنوان مثال : در ذيل آيه :
« وَ اسْتَعِينُوا بِالصَّبْرِ وَ الصَّلاةِ »
راوى از حضرت ابى الحسن ( ع ) آورده كه فرمود : منظور از صبر ، روزه است پس هرگاه حادثه سختى براى انسان رخ دهد ، روزه بگيرد زيرا خداى تعالى مىفرمايد :
« وَ اسْتَعِينُوا بِالصَّبْرِ »
و مقصود روزه است .
علّامه در ذيل اين آيه مىگويد : تفسير صبر به روزه از باب ذكر مصداق و جرى است . « 77 » و گاهى جرى به معنايى دلالت مىكند كه لفظ در آن ظهور ندارد و باطن ناميده مىشود كه قبلا توضيح آن گذشت . « 78 »
هامش
( 75 ) - الميزان : 17 / 7 ، 12 ، فاطر : 1 و ن . ك : الميزان : 9 / 318 ، 16 / 200 ، 20 / 177 و موارد ديگر .
( 76 ) - الميزان : 1 / 42 .
( 77 ) - الميزان : 1 / 153 و بقره : 45 و ن . ك : الميزان : 1 / 46 ، 427 .
( 78 ) - ن . ك : صفحه 275 به بعد همين كتاب .