خود جدا كرد . . . اين مسئله بر مسلمانان گران آمد تا اينكه از پيغمبر ( ص ) در اين مورد سؤال كردند و اين آيه نازل شد :
« وَ يَسْئَلُونَكَ عَنِ الْيَتامى . . . »
« 63 » .
علّامه رواياتى را كه با كتاب خدا و سياق آيات يا روايات موافق قرآن معارضه داشته باشند طرد مىنمايد : بعنوان مثال در آيهء :
« أَ لَمْ يَأْنِ لِلَّذِينَ آمَنُوا أَنْ تَخْشَعَ قُلُوبُهُمْ لِذِكْرِ اللَّهِ وَ ما نَزَلَ مِنَ الْحَقِّ وَ لا يَكُونُوا كَالَّذِينَ أُوتُوا الْكِتابَ مِنْ قَبْلُ فَطالَ عَلَيْهِمُ الْأَمَدُ فَقَسَتْ قُلُوبُهُمْ وَ كَثِيرٌ مِنْهُمْ فاسِقُونَ »
. مىگويد : در آيهء شريفه ، مؤمنين مورد سرزنش قرار گرفتهاند ، بخاطر قساوتى كه دلهايشان را گرفته و در مقابل ذكر خدا و كلام حقّى كه از جانب او نازل شده خاشع نمىشوند همانند اهل كتاب . بدنبال آن در شأن نزول آيه روايتى از اعمش در درّ المنثور نقل كرده كه مضمون آن اينست : مسلمانان ابتدا در مكّه در عسرت و سختى بودند ولى هنگامى كه اصحاب رسول خدا ( ص ) به مدينه آمدند از زندگى مرفهى برخوردار گشتند و گويى نسبت به پارهاى از وظايفى كه قبلا انجام مىدادند سست شده بودند لذا مورد عتاب و سرزنش قرار گرفتند و آيه مزبور نازل شد .
« 64 » علّامه در توضيح مطلب مىگويد : اين روايت معتدلترين روايات وارده در شأن نزول سوره است و بدنبال آن روايتى از ابن مسعود نقل مىكند كه دلالت دارد بر اينكه اين آيات مكّى هستند ولى با توجه به اينكه سياق آيات سوره به هيچ وجه با نزول آن در مكّه سازگار نيست علّامه روايت ابن مسعود را نپذيرفته و سوره را مدنى مىداند . همچنين دو روايت - در همين موضوع - كه يكى از آنها از ابن عباس نقلشده را مردود شمرده است زيرا با سياق آيات مخالفت دارد . از آنچه
هامش
( 63 ) - الميزان : 2 / 197 - 201 ، بقره : 220 ، انعام : 152 ، نساء : 10 و ن . ك : الميزان : 1 / 193 ، 9 / 40 ، 56 ؛ 14 / 86 ، 19 / 168 - 169 .
( 64 ) - الميزان : 19 / 168 - 169 ، حديد / 16 و ن . ك : الميزان : 19 / 190 .
علامه آنچه را واحدى از مقاتل و كلبى در « اسباب النزول » ( ص 231 ) نقل كرده كه اين آيه يك سال پس از هجرت در شأن منافقان نازل شده است ، متعرض نشده است . تصوّر مىكنم گفتار واحدى مخالف كتاب خدا باشد چون خطاب در آيهء :« لِلَّذِينَ آمَنُوا »صراحت دارد و مخصوص منافقان نيست .