ديدگاه وى در مورد روايات شأن نزول ، مبتنى بر اين است كه اگر روايتى متواتر يا قطعى الصّدور نباشد بايستى آن را بر قرآن عرضه كرد . و مىافزايد :
اين روش ، اكثر روايات شأن نزول را از درجه اعتبار ساقط مىكند و آنچه از روايات باقى مىماند كاملا معتبر و موثق است . « 62 » علاوه بر مثالهايى كه عرضه شد مثال ديگرى را ذكر مىكنيم كه مؤيّد اينست كه علّامه آن دسته از روايات را در شأن نزول اخذ مىكند كه با روح قرآن منسجم باشد . در آيهء :
« وَ يَسْئَلُونَكَ عَنِ الْيَتامى قُلْ إِصْلاحٌ لَهُمْ خَيْرٌ وَ إِنْ تُخالِطُوهُمْ فَإِخْوانُكُمْ . . .
وَ لَوْ شاءَ اللَّهُ لَأَعْنَتَكُمْ . . . »
مىگويد : آيه اشعار بلكه دلالت دارد بر نوعى سهولت و تخفيف به سرپرستان ايتام زيرا اجازهء خلطه و معاشرت با ايتام را داده است و بعد مىفرمايد :
« وَ لَوْ شاءَ اللَّهُ لَأَعْنَتَكُمْ »
. اين جمله از سختگيرى سابق الهى دربارهء ايتام پرده برمىدارد كه باعث تشويش و اضطراب در قلب مسلمانان بوده است تا اينكه در اين خصوص از پيامبر ( ص ) كسب تكليف كردند . بدنبال آن علّامه روايتى از ابن عباس در درّ المنثور نقل مىكند بدين مضمون كه چون آيهء :
« وَ لا تَقْرَبُوا مالَ الْيَتِيمِ إِلَّا بِالَّتِي هِيَ أَحْسَنُ »
آيهء :
« إِنَّ الَّذِينَ يَأْكُلُونَ أَمْوالَ الْيَتامى ظُلْماً إِنَّما يَأْكُلُونَ فِي بُطُونِهِمْ ناراً »
نازل شد هر كسى كه سرپرستى يتيمى را به عهده داشت آب و غذاى او را از غذاى
هامش
اين مطلب با موضع محكم علامه در قبال روايات متباين در شأن نزول منافات ندارد زيرا ايشان همچنين عقيده دارند كه مانعى نيست روايات شأن نزول متعدد بوده و تعدادى از آنها در آيهاى خاص جمع شوند چون ممكن است بعد از وقوع حوادث متعددى آيهاى نازل شده باشد كه در بردارنده حكم همه آن حوادث باشد . ( ن . ك : الميزان : 2 / 206 ، 3 / 331 ، 4 / 217 ) .
ليكن - به نظر نگارنده - علّامه بطور كلّى با سيوطى در همه اين حالات اتفاق نظر ندارد . سيوطى در قبول يك روايت و ترجيح آن نسبت به روايت ديگر ، صحّت سند روايت را اصل مىداند و گاهى ترجيح روايتى را از متن روايات استفاده مىكند در حالى كه علّامه غالبا به متون اين روايات توجه داشته و آن را اساس صحّت و ضعف روايت مىداند كه اگر با نصّ قرآن موافقت داشت صحيح بوده و اگر مخالفت داشت ضعيف است . ( الميزان : 9 / 40 ، 56 ؛ 14 / 86 ؛ 19 / 168 - 169 ) .
شايد توجه علّامه به متون ناشى از اين مسئله باشد كه وى اعتقاد دارد كه اسناد روايات غالبا از نظر ضعف مساوى هستند . با اين حال وى نمىخواهد شأن نزول را بطور كلى ردّ كند لذا به متن روايت بعنوان قرينه واضحى در ردّ يا قبول سبب نزول تكيه مىكند .
( 62 ) - قرآن در اسلام ؛ ص : 125 - 126 .