تخطي إلى المحتوى الرئيسي

روش علامه طباطبايى در تفسير الميزان ( فارسى ) — صفحة 288

مساهمون:

ص٢٨٨
2 - بيان دليلى كه براى عدول از معناى ظاهر ( راجح ) به معناى مرجوح وجود دارد . « 7 » علّامه طباطبائى تأويل به اين معنا ، يعنى « عدول لفظ از معناى راجح بخاطر دليلى و روى آوردن به معناى مرجوح » را مردود مىشمارد و توضيح مىدهد كه معناى كلام علماى متأخّر همان اعتقادى است كه در مورد متشابه دارند و مىگويند : متشابه آنست كه خلاف ظاهرش اراده شده باشد . علّامه اين معنا را بعنوان يك اصطلاح محض تلقى كرده و معتقد است كه اين مطلب از آيهء :
« هُوَ الَّذِي أَنْزَلَ عَلَيْكَ الْكِتابَ مِنْهُ آياتٌ مُحْكَماتٌ هُنَّ أُمُّ الْكِتابِ وَ أُخَرُ مُتَشابِهاتٌ فَأَمَّا الَّذِينَ فِي قُلُوبِهِمْ زَيْغٌ فَيَتَّبِعُونَ ما تَشابَهَ مِنْهُ ابْتِغاءَ الْفِتْنَةِ وَ ابْتِغاءَ تَأْوِيلِهِ »
. استفاده نمىشود . سپس مىافزايد : متشابه را از آن جهت متشابه گويند كه در تشخيص مقصود و معناى آن اشتباه رخ مىدهد . و تأويل به معناى متشابه نيست تا در مقام تشخيص محكم از متشابه بگوئيم : متشابه آنست كه تأويل داشته باشد بلكه تأويل ، محكم و متشابه هر دو را در برمىگيرد . در قرآن نيز آيه‌اى كه خلاف ظاهرش اراده شده باشد ، يافت نمىشود و آياتى كه موهم اين معناست بگونه‌اى است كه به كمك آيات محكم ديگر معناى آنها معلوم و واضح مىگردد . ( القرآن يفسّر بعضه بعضا ) : آيات قرآن مفسّر يكديگرند . « 8 » درحالىكه تأويل - در نظر گذشتگان - تفسير كلام و بيان معناى آن بود ، چه موافق ظاهر كلام باشد يا مخالف آن . پس تأويل و تفسير نزد آنها نزديك بهم يا مترادف بود . « 9 » و گفتار پيشينيان به وحدت معناى لغوى تأويل و تفسير نزديك مىباشد
هامش
( 7 ) - ابن تيميه ، مجموعه رسائل الكبرى ، رساله اكليل ، بيروت ، 1392 ه . ق ، 2 / 17 . ( 8 ) - الميزان : 3 / 38 ، آل عمران : 7 . ( 9 ) - ابن تيميّه : مجموعهء رسائل الكبرى ، رساله الكليل ، 2 / 17 .
روش علامه طباطبايى در تفسير الميزان ( فارسى ) — صفحة 288 | على رمضان اوسى