فصل اوّل ديدگاه علّامه ( ره ) در موضوعاتى از علوم قرآن
در دورههاى نخستين پيدايش اسلام موضوعات قرآنى ، چه مربوط به زبان يا مربوط به مضمون نصّ يا شرايط آن ، بطور مستقلّ مطالعه و بررسى نشده و وضع مستقلّى پيدا نكرده است . با تفحّص در كتب تفسير آن دوره درمىيابيم كه مفسّران ، اين موضوعات را به صورت متفرّق بيان كردهاند ، مانند : شأن نزول يا ناسخ و منسوخ و لغات قرآن كريم و موضوعات ديگر ، امّا مباحث يا دروسى مستقلّ و كاملى بدان اختصاص ندادهاند ولى بعدا كتابهائى در اين خصوص نوشته شده است . اوّلين كتاب در اين زمينه ، كتاب : « البرهان فى علوم القرآن » نوشته زركشى ( متوفى به سال 794 هجرى قمرى ) بود . همچنانكه سيوطى ( متوفى به سال 911 هجرى قمرى ) نيز به اين مهمّ پرداخته و كتاب « الاتقان فى علوم القرآن » را نوشته است و بدين ترتيب اين مباحث به صورت منظم درآمد و اهل تحقيق حقّ اين مباحث را ادا كردند . لذا علوم قرآن تقدّم و برترى خود را يافت و پژوهشگران