تخطي إلى المحتوى الرئيسي

روش علامه طباطبايى در تفسير الميزان ( فارسى ) — صفحة 286

مساهمون:

ص٢٨٦
كوشش‌هاى خود را مبذول داشتند و سرانجام بطور مفصّل در مباحث مستقلى عرضه گرديد . ذكر اين نكته مفيد است كه علماء ، دانستن اين موضوعات و غير آن را بعنوان شروطى ذكر كرده‌اند كه هر مفسّرى بايد آنها را دارا باشد . « 1 » بنابراين ديدگاه هر مفسّر در علوم قرآنى در جهت شناخت روش وى در تفسير و بيان جوانب متعدد آن سهيم است . در واقع تنوّع علوم قرآنى و كثرت موارد آن ، احاطه به همه آنها را مشكل مىسازد . « 2 » همچنان كه پىگيرى مطالب اين علوم بحث را به علوم قرآنى مىكشاند و ما را از بحث در روش تفسيرى علّامه خارج مىسازد . و بنابراين ما اقدام به انتخاب تعدادى از مباحث علوم قرآنى نموده و به توضيح موضع علّامه طباطبائى در آن پرداختيم . بعلاوه بعضى موارد ديگر از اين فنّ كه در ضمن بحث ، به آن اشاره شد ، مانند بحث‌هاى لغوى و اسرائيليات و ساير مباحث گذشته كه شايد در تبيين روش علّامه در تفسير الميزان سهيم باشد .

1 - تأويل از ديدگاه علّامه

در ابتدا بهتر است به معناى لغوى تفسير و تأويل - هر چند بطور مختصر - و نيز به تغييراتى كه در معناى تأويل بوجود آمده كه نتيجه آن جدايى ميان معناى تفسير و تأويل بوده است بپردازيم . تفسير در لغت توضيح دادن و آشكار ساختن است ، فسر : بيان چيزى را گويند . مىگوئيم : فسّر الشّىء يفسّره ( با كسر سين ) و يفسره ( با ضمه سين ) . فسرا و فسّره آن را بيان كرد . تفسير مثل فسر است . الفسر : آشكار ساختن چيز پنهانى است و تفسير آشكار ساختن مقصود از لفظ مشكل را گويند . « 3 »
هامش
( 1 ) - نگاه كنيد : صفحه 141 - 143 همين كتاب . ( 2 ) - شافعى هفتاد و سه نوع از انواع علوم قرآنى را برشمرده است . ( نگاه كنيد : الاتقان فى علوم القرآن - مقدمه - 1 / 17 ) . ( 3 ) - فيروزآبادى ، القاموس المحيط ، فصل فاء ، بخش راء و نگاه كنيد : ابن منظور ، لسان العرب ، فصل فاء ، حرف راء .