بيانات قرآنى سرچشمه مىگيرند . « 12 » و اين كلام همان نظر ابن تيميه در معناى تأويل مىباشد .
از آنچه گذشت درمىيابيم كه علّامه بجز در چهارچوبه ضوابط قرآنى لفظى را به تأويل نمىبرد . و از بيانات قرآنى براى اطلاع بر حقايقى كه اين بيانات بدانها استناد مىشود ، استفاده مىنمايد . اين مطلب را شواهدى كه بعدا مىآوريم تأييد مىكند .
اينك نمونههائى را كه از حقيقت تأويل در نزد علّامه طباطبائى پرده برمىدارد ، مىآوريم :
1 - در آيه شريفهء :
« وَ أَوْفُوا الْكَيْلَ إِذا كِلْتُمْ وَ زِنُوا بِالْقِسْطاسِ الْمُسْتَقِيمِ ذلِكَ خَيْرٌ وَ أَحْسَنُ تَأْوِيلًا »
مىگويد : مقصود از تأويل در كيل و وزن ، وضع اقتصادى خاصّى است كه در بازار بواسطه خريدوفروش و مبادله يافت مىشود و تأويل به اين معنا خلاف ظاهر معناى كيل و وزن نيست بلكه حقيقتى خارجى و روحى است كه در كالبد كيل و وزن دميده شده و با درستى معامله و نادرستى آن قوى و ضعيف مىگردد . با اينكه وى معتقد است كه آيه مذكور به دلالت لفظى بر اين حقيقت خارجى دلالت ندارد . « 13 » امّا اين حقيقت را از همين آيه استفاده كرده است به اعتبار اينكه هرگاه مردم با كمفروشى و نقص در پيمانه و وزن زيان ببينند زندگى بر آنها مختل شده و امنيّت عمومى از بين مىرود و اگر توزين درست و عادلانه باشد ، رشد بر آنها حاكم مىگردد و اوضاع اقتصادى آنها در محدودهء زندگيشان سامان مىپذيرد و اطمينان نسبت به بازاريان بوجود مىآيد و امنيّت عمومى برقرار مىشود . « 14 »
2 - در ذيل آيهاى كه از قول يوسف ( ع ) در قرآن حكايت شده است :
( قالَ لا يَأْتِيكُما طَعامٌ تُرْزَقانِهِ إِلَّا نَبَّأْتُكُما بِتَأْوِيلِهِ قَبْلَ أَنْ يَأْتِيَكُما )
علّامه مىگويد : معناى
هامش
( 12 ) - الميزان : 18 / 8 .
( 13 ) - علامه طباطبائى ، قرآن در اسلام ؛ ص 45 - 46 ، اسراء : 35 .
( 14 ) - الميزان : 13 / 91 - 92 .