ظواهر دينى حكم پوسته آن را داشت ، در آن صورت ضرورى بود كه شارع آن را منظور داشته و همانطوركه باطنيّه مىگويند ، اعلام نمايد . اگر ادّعاى باطنيّه حقّ و صحيح نيست پس آيا بعد از حقّ چيزى جز گمراهى وجود دارد ؟ « 107 »
برخى از مثالهاى تفسير باطنى كه علّامه آن را عنوان كرده است عبارتند از :
1 - آيهء :
« وَ اعْبُدُوا اللَّهَ وَ لا تُشْرِكُوا بِهِ شَيْئاً »
. علّامه مىگويد : معنايى كه با نگاه ابتدايى از اين آيه به ذهن مىرسد همان نهى از عبادت بتها است ليكن بعد از تدبّر در اين آيه و آيات ديگر درمىيابيم كه معناى آيه نهى از عبادت غير خدا بدون اذن اوست . معنائى كه با تدبّر بيشتر بدست مىآيد اينست كه آيه نهى مىكند كه انسان با پيروى از شهوات ، نفس خود را بپرستد و معناى فراتر از اين ، آنست كه مقصود آيه نهى از غفلت از خداى تعالى و توجه به غير او باشد .
ارادهء اين معانى با ارادهء ظاهر آيه كريمه منافاتى ندارد و ارادهء باطن را با ارادهء ظاهر تزاحمى نيست . آياتى كه علّامه از آنها براى تبيين اين معانى استفاده كرده بدين قرار است .
آيهء :
« فَاجْتَنِبُوا الرِّجْسَ مِنَ الْأَوْثانِ »
و آيهء :
« أَ لَمْ أَعْهَدْ إِلَيْكُمْ يا بَنِي آدَمَ أَنْ لا تَعْبُدُوا الشَّيْطانَ »
و آيهء :
« أَ فَرَأَيْتَ مَنِ اتَّخَذَ إِلهَهُ هَواهُ »
و آيهء :
« وَ لَقَدْ ذَرَأْنا لِجَهَنَّمَ كَثِيراً مِنَ الْجِنِّ وَ الْإِنْسِ لَهُمْ قُلُوبٌ لا يَفْقَهُونَ بِها وَ لَهُمْ أَعْيُنٌ لا يُبْصِرُونَ بِها وَ لَهُمْ آذانٌ لا يَسْمَعُونَ بِها أُولئِكَ كَالْأَنْعامِ بَلْ هُمْ أَضَلُّ أُولئِكَ هُمُ الْغافِلُونَ »
. « 108 »
دانستيم كه علّامه در بيان معناى باطنى آيات از خود قرآن استفاده مىكند تا اين معانى از حقايق دينى خارج نباشد .
2 - نكتهاى كه باقى مىماند آنست كه موضع علّامه در قبال اغلب
هامش
( 107 ) - الميزان : 5 / 281 و براى اطلاع بيشتر ن . ك : الميزان : 1 / 7 ( مقدمهء تفسير ) .
( 108 ) - علامه طباطبائى : قرآن در اسلام ، ص 27 - 28 و ن . ك : الميزان : 4 / 353 - 354 ، نساء : 36 ، حج : 30 ، يس :
60 ، جاثيه : 23 ، اعراف : 179 .