تَقْتُلُوا يُوسُفَ »
گويد : در اينكه كداميك از ايشان بودهاند مفسّران اختلاف نظر دارند . . . برخى اسم او را « روبين » پسرخاله يوسف دانستهاند و برخى ديگر « يهودا » كه بزرگتر و عاقلتر از همه برادران بوده است . بعضى معتقدند كه او « لاوى » بوده است . به هرحال پس از آنكه قرآن كريم از بردن نام او سكوت كرده چرا بىجهت و بدون ترتّب فائده مهمى در اين باره به بحث بپردازيم . « 95 »
5 - علّامه طباطبائى و تفسير باطنى :
از رسول خدا ( ص ) روايت شده كه فرمودند : « انزل القرآن على سبعة أحرف لكلّ آية منها ظهر و بطن و لكلّ حد و مطلع » . « 96 »
برداشت مسلمانان از باطن قرآن متفاوت است و عقايد ضد و نقيضى را اتّخاذ كردهاند . بعضى باطن قرآن را مقصود اصلى مىدانند و به ظاهر آن اهميّت نمىدهند . باطنيه از اين دستهاند . « 97 » قرامطه مطالب سوئى در انديشه اسلامى وارد كرده و مردم را در غايب بودن باطن در حيرت و سرگردانى فروبردند .
فاضل بن عاشور مىگويد : « كسانى كه مسلك باطنيه را بوجود آوردند دلالت تركيبهاى قرآنى را كه بتوان از طريق وضع لغت و تركيب نحوى و بلاغت آن مقصود را فهميد ، تعطيل و انكار كردند آنها در مقابل اين مطالب اشارات مربوط به اعداد و اسرار حروف را مطرح كردند . « 98 »
البته اين سخن بدان معنا نيست كه ظواهر آيات را بدون تفكّر و تدبّر در معانى آن بپذيريم خصوصا با توجّه به آنكه قرآن ما را به تدبر در آيات فرا خوانده است . خداوند مىفرمايد :
« أَ فَلا يَتَدَبَّرُونَ الْقُرْآنَ وَ لَوْ كانَ مِنْ عِنْدِ غَيْرِ اللَّهِ لَوَجَدُوا فِيهِ
هامش
( 95 ) - الميزان : 11 / 97 ، يوسف : 10 .
( 96 ) - مصابيح السنة : بغوى ، قاهره ، انتشارات خيرى ، 1318 ه ، 1 / 15 . ( كتاب العلم ) .
( 97 ) - نعمان بن حيوان تميمى فاطمى ، اساس التأويل ، تحقيق عارف تامر .
( 98 ) - ابن عاشور : التفسير و رجاله ، چ 2 ، ص : 18 .