تخطي إلى المحتوى الرئيسي

روش علامه طباطبايى در تفسير الميزان ( فارسى ) — صفحة 276

مساهمون:

ص٢٧٦
اخْتِلافاً كَثِيراً »
« 99 » و آيهء :
« أَ فَلا يَتَدَبَّرُونَ الْقُرْآنَ أَمْ عَلى قُلُوبٍ أَقْفالُها »
. « 100 » ترديدى نيست كه تفكّر در كتاب خدا جهت كشف معانى آن ، اگر بر اساس هواى نفس و رأى شخصى باشد راه خطا پيمودن و از حقّ دور افتادن است . پس بناچار بايد ضوابط معينى براى فهم معناى باطنى آيات وجود داشته باشد تا نزد متفكّران و دانشمندان مورد پذيرش بوده و بدان راضى باشند . در واقع دانشمندان مسلمان ، پرداختن به باطن قرآن را مردود نمىدانند به شرط آنكه اين معارف با اصول اسلام مخالفتى نداشته باشد همچنان‌كه ايمان و عمل به ظاهر آيات را كه اساس دين است ، واجب مىدانند . « 101 » برخى از صوفيّه معتقدند كه با رياضت‌هاى زياد روحى و يافته‌هاى وجدانى كه براى آنها حاصل مىشود مىتوان اشاره‌هاى پنهان و غير آشكار آيات قرآن را فهميد ولى اين اشاره‌ها را مقصود اصلى كلام خداى تعالى نمىدانند . در فصول قبل روش صوفيانهء اشاره‌اى و باطنى را توضيح داديم و بين اين دو روش تمايز قائل شديم . « 102 » غزالى تمسّك به ظاهر آيات را با تأويل باطنى جمع كرده است . « 103 » ولى علّامه ظاهر آيات را مقدّم مىدارد و معتقد است كه همان مقصود است . در اين زمينه مىگويد : « دليلى وجود ندارد كه مقصود از كلمات آن - يعنى قرآن كريم - غير از آن معانى باشد كه از الفاظ و جملات فهميده مىشود . « 104 » علّامه در كشف معانى باطنى قرآن دو امر را در نظر گرفته است : يكى : ظاهر خود آيات و ديگرى : ظاهر شرع مقدّس . نتيجه اينكه معانى
هامش
( 99 ) - سوره نساء : 82 . ( 100 ) - سورهء محمد : 24 . ( 101 ) - جولد تيهر : مذاهب الاسلامية فى التفسير ، كلام استاد محقق ، د . عبد الحليم ، نجار ، قاهره ، 1374 ه ، 1 / 203 . ( 102 ) - ن . ك : ص 147 - 149 همين كتاب . ( 103 ) - د . الشحات السيد زغلول : اتجاهات الفكرية فى التفسير : ص : 22 . ( 104 ) - علامه طباطبائى : قرآن در اسلام ، ص : 24 .