تخطي إلى المحتوى الرئيسي

روش علامه طباطبايى در تفسير الميزان ( فارسى ) — صفحة 280

مساهمون:

ص٢٨٠
مىباشد . سپس مىافزايد : در آيات قرآن چيزى نيست كه اين آيه را تفسير كند و معلوم سازد كه اين جنبنده‌اى كه خدا به زودى از زمين بيرون خواهد آورد تا با مردم صحبت كند چيست ؟ صفات و نشانه‌هايش چه مىباشد ؟ چگونه از زمين بيرون مىآيد و چه خواهد گفت ؟ بلكه سياق آيه بهترين دليل است بر اينكه ، مقصود مبهم‌گويى است . سپس روايتى را از تفسير قمّى ذكر كرده كه به على ( ع ) اشاره دارد و در ذيل آن مىگويد : روايات اين باب از طريق شيعه بسيار زياد است . « 112 » ولى به اين مطلب نپرداخته كه روايت مزبور تفسير آيه است يا اشاره به بعضى مصاديق آنست . علّامه در مباحث روايى الميزان تعدادى از روايات منقول از ائمه ( ع ) را متعرّض شده و آن را از قبيل « جرى » و ذكر مصاديق قلمداد مىكند . ما اين مطلب را در بحث شأن نزول توضيح خواهيم داد . به اختصار مىتوان گفت كه : « جرى » همان قاعده اصولى معروف « ملاك عموميت لفظ است نه خصوص سبب » مىباشد . بنابراين قرآن كريم بر گذشته و حال و آينده جارى است و در شأن نزول اوّليه كه آيه بواسطه آن نازل شده ، متوقف نمىگردد . گاهى در جرى به باطن قرآن كه مخالف ظاهر است ، مىپردازد و علّامه نيز به اين مطلب اشاره نموده و مىگويد : گاهى باطن قرآن از قبيل « جرى » مىباشد . « 113 » از آنچه گذشت دانستيم : 1 - علّامه معناى ظاهرى كه از الفاظ آيه با نگاه ابتدايى به ذهن خطور مىكند ، را بر معناى باطنى مقدّم دانسته و معانى باطنى مربوط به آن را تفسير نمىداند زيرا تفسير تنها از ظاهر لفظ پرده برمىدارد . بنابراين ، مقصود اصلى آيه به نظر وى ظاهر است نه باطن . 2 - گاهى معناى غير ظاهرى از آيات را به كمك ساير آيات كتاب خدا
هامش
( 112 ) - الميزان : 15 / 396 ، 406 ، نمل : 82 و ن . ك تفسير قمى : 1 / 103 . ( 113 ) - قرآن در اسلام : علامه طباطبائى : ص : 52 .