باطنى با دادههاى ظاهر كتاب و حقايق شريعت متناقض نيست . وى در اين باره مىگويد :
« اين مطلب كه تحت ظواهر شريعت حقايقى وجود دارد كه باطن آن است ، كلام حقّ و صحيحى است . و اينكه انسان مىتواند بدان دسترسى يابد نيز درست است . ليكن راه صحيح آنست كه از ظواهر دين آنگونه كه سزاوار است استفاده شود و بعيد است باطنى وجود داشته باشد كه ظاهر بدان رهنمون نباشد حال آنكه ظاهر عنوان باطن و طريق آن است . . . بعيد است كه باطنى صحيح وجود داشته باشد و ظاهرش با باطنش موافق نباشد ، بعيد است كه ظاهر يا باطن صحيحى وجود داشته باشد و برهان صحيح آن را مردود شمرده و با آن در تناقض باشد . بعيد است كه چيز ديگرى نزديكتر به واقعيّت از آنچه شارع آن را وضع كرده وجود داشته و شارع مقدّس از آن غافل باشد يا در مورد آن سهلانگارى بنمايد يا به وجهى از وجوه از آن روى گردان باشد . اين مطلب همان كلام خداى تعالى است كه مىفرمايد :
« وَ نَزَّلْنا عَلَيْكَ الْكِتابَ تِبْياناً لِكُلِّ شَيْءٍ »
« 105 »
علّامه معتقد است كه قرآن ظاهر و باطن يا ظهر و بطنى دارد و اين دو معنى در طول هم قرار دارند نه در عرض هم . ارادهء ظاهر با ارادهء باطن منافاتى ندارد و ارادهء باطن با ارادهء ظاهر در تزاحم نيست . « 106 » وى كسانى را كه ظواهر دينى و حكم عقل را ناقض باطن دانستهاند و بدان دعوت مىكنند ، سرزنش كرده است .
از اين دسته برخى از متصوّفه و باطنيّه هستند كه معتقدند آنچه از امور باطنى بدان دست مىيابند همان مقصود اصلى است و فهم اهل ظاهر به امور باطنى دسترسى ندارد . وى مىافزايد :
اگر ادعاى باطنيّه صحّت داشت و تفاسير باطنى ، لبّ حقيقت بود و
هامش
( 105 ) - الميزان : 5 / 282 - 283 ، نحل : 89 .
( 106 ) - علامه طباطبائى : قرآن در اسلام ، ص : 28 .