تخطي إلى المحتوى الرئيسي

روش علامه طباطبايى در تفسير الميزان ( فارسى ) — صفحة 272

مساهمون:

ص٢٧٢
است را به همين منوال تفسير مىكند . « 84 » 3 - عده‌اى معتقدند : بيانات قرآن كه مربوط به حقايق غيبى مىباشد بر مبناى تمثيل و خيال‌پردازى است و نه بيش از اين . بعنوان مثال زمخشرى در تفسير آيهء :
« وَسِعَ كُرْسِيُّهُ السَّماواتِ وَ الْأَرْضَ »
مىگويد : « اين تصويرى از عظمت پروردگار و صرفا خيال‌پردازى است و كرسى و نشستن و نشسته‌اى وجود ندارد » . مانند آيهء :
« وَ ما قَدَرُوا اللَّهَ حَقَّ قَدْرِهِ وَ الْأَرْضُ جَمِيعاً قَبْضَتُهُ يَوْمَ الْقِيامَةِ وَ السَّماواتُ مَطْوِيَّاتٌ بِيَمِينِهِ »
بدون آنكه براى خداى سبحان گرفتن با دست و درهم پيچيدن و اصولا دستى تصور گردد بلكه تصويرى از عظمت خداوند و تمثيل به محسوس است . « 85 » با توجّه به آنچه گذشت اكنون اين سؤال را مطرح مىكنيم كه : موضع علّامه دربارهء امور غيبى چيست ؟ علّامه طباطبائى مىگويد : « روش صحيح در بحث ايجاب مىكند كه اين بيانات لفظى در امور غيبى قرآن را به معناى عرفى و لغوى لفظ تفسير كنيم . وى در تشخيص مصاديق آنها از اصل تفسير الفاظ توسط يكديگر پيروى مىكند . سپس به بحث مىپردازد كه آيا نظريات علمى با آن منافات دارد و آن را ابطال مىسازد يا خير ؟ اگر منافاتى نداشت و آن را تأييد كرد كه به مراد خود دست يافتيم و اگر آن را نفى كرد نيازى به اعتماد به علوم طبيعى نيست . « 86 » زيرا علوم طبيعى توان دستيابى به امور غيبى را ندارد و منحصر به محسوسات است . مفهوم بيانات قرآنى همان است كه از خود الفاظ درمىيابيم ولى مصاديق الفاظ غير از مصاديق مأنوس در نزد ما است و آنگاه واقعيّت خارجى دارد كه با ساحت قدس پروردگار سازگار باشد . « 87 » اغلب مفسّران ، آيات مربوط به حيات اخروى را به نوعى مجاز و استعاره
هامش
( 84 ) - ابن سينا : تسع رسائل فى الحكمة و الطبيعيات ، بمبئى 1318 ه ، ص : 83 . ( 85 ) - زمخشرى : تفسير الكشاف ، بيروت - انتشارات دار المعرفه - 1 / 385 . ( 86 ) - الميزان : 1 / 89 . ( 87 ) - الميزان : 8 / 155 .