محمد رشيد رضا مىگويد : « از آنجا كه اين كتاب تفسيرى علمى ، عملى ، روايى و متناسب با عصر كنونى است بر ما لازم بود وضعيت كنونى مسلمانان نسبت به غاصبين كشورهاى اسلامى و آنها كه بر دين و دنياى آنها جنايت مىكردند ، را تبيين نمائيم . « 74 » بدنبال آن در فصلى مستقلّ دربارهء دار الاسلام و دار الحرب ، حقوق اديان و اقوام در اين زمان ، وضعيت مسلمانان از صدر اسلام تا كنون ( زمان حيات محمّد رشيد رضا ) سخن گفته كه از گفتار وى نشانههاى بيدارى و آگاهى ، دعوت مسلمانان به وحدت و پذيرفتن مسئوليت ، مشهود است . « 75 »
علّامه طباطبائى از اين گرايش در تفسير خويش غافل نماند و آن را با مباحث بسيارى از مسائل ضرورى و راه حلّ مشكلات فراوان روز ، غنى ساخت .
بعنوان مثال : دربارهء زن بحث وسيعى را مطرح ساخته است . در آن بحث به دورانهاى تيرهاى كه در سايه امّتهاى گذشته بر زن گذشته و حقوق وى پايمال گشته و پست و بىارزش قلمداد گرديده ، متعرّض شده است . سپس ارتقاء نقش و منزلت زن در سايه اسلام و ارزش جديدى كه در كنار مرد بواسطه اشتراك در انسانيت يافته ، سخن گفته و پس از بحث گسترده در تبيين حقوق و تكاليف زن در سايه اسلام ، به بيان بدبختىهاى زن در سايه جاهليّت و تمدّن غرب پرداخته است . « 76 »
همچنين در خصوص روابط جامعه اسلامى ، انسان و ماهيت اجتماعى او را مورد بحث قرار داده و ضرورت وجود اجتماع و فطرى بودن آن را مورد تأكيد قرار مىدهد . سپس توجّه اسلام نسبت به اجتماع انسانى و رابطه فرد و جامعه را مورد بحث قرار داده است . بدنبال آن به شبهه كسانى كه دوام و استمرار اسلام بعنوان سنّت اجتماعى حاكم را نفى مىكنند پاسخ داده و جامعه متمدّن كنونى را با انواع
هامش
( 74 ) - تفسير المنار : 10 / 312 .
( 75 ) - همان كتاب : 10 / 313 - 321 .
( 76 ) - الميزان : 2 / 260 - 277 .