گوناگونش بدليل گرايش شديد به ماديّت تحقير كرده است . وى جنبه اخلاقى و تأثير آن در خدمت به مصالح عمومى را تشريح كرده و سپس به تبيين معناى « آزادى در اسلام » پرداخته است . خلاصه گفتار علّامه در اين زمينه اينست كه :
آزادى به معناى رها شدن از همه قيود به جز قيد عبوديّت خداى يكتا است و گفته كسانى را كه عقايد را ديالكتيكى مىدانند و ديگرگونى آن و تبديل شدن به امر جديد را حتمى مىپندارند ، ردّ و ابطال نموده است . زيرا اثبات معارف و علوم متعالى الهى سدّ راه تكامل و ترقى اجتماع نيست . سرانجام دربارهء رهبرى جامعه اسلامى و ويژگيهاى وى بحث كرده و مىافزايد كه كشور اسلامى مرز عقيدتى دارد نه مرز طبيعى يا قراردادى از قبيل نژاد و رنگ پوست و غيره . بدنبال آن مجددا تأكيد مىكند كه اسلام در تمام شئون خود اجتماعى است و دين حق در دنيا و آخرت پيروز خواهد بود . « 77 »
علّامه مباحث ديگرى را در موضوعات مختلف عنوان كرده است كه به بنيادهاى جامعه اسلامى مربوط مىشود . بعنوان مثال : بحث پيرامون ارث ، توبه ، برادرى ، دعا ، جهاد ، اجبارى نبودن دين ، انفاق ، اخلاق ، آثار ايمان ، بردگى ، زكات ، سعادت و شقاوت ، قصاص « 78 » و مسائل اعتقادى ديگرى در توحيد و عدل الهى در رويارويى با ملحدين و منكرين نعمتهاى خداوند سبحان و ابطال شكها و شبهات آنها . « 79 »
از آنچه گذشت روشن شد كه علّامه با عنوان ساختن مباحث مذكور و امثال آنها از احساس عميق خود نسبت به مسئوليت اسلامى و بينش اصلاحگرانه و آگاهانه خود پرده برمىدارد و هر تحليلى نسبت به اين گونه مباحث داشته باشيم آثار پيشين اثرى آشكار در تابش چنين انديشهاى بر بحثهاى الميزان داشتهاند
هامش
( 77 ) - الميزان : 4 / 92 - 133 .
( 78 ) - الميزان : 1 / 370 ، 2 / 30 ، 64 ، 342 ، 283 ، 4 / 212 ، 244 ، 8 / 95 ، 9 / 386 ، 15 / 7 ، 16 / 383 ، 18 / 315 كه به همين موارد محدود نمىشود .
( 79 ) - الميزان : 6 / 86 ، 7 / 118 ، 246 ، 12 / 86 ، 13 / 72 ، 15 / 324 ، 17 / 240 .