وضعى بر محور مركز خود حمل كردهاند ، بر خلاف معناى ظاهرى جريان است كه به انتقال از مكانى به مكان ديگر دلالت دارد . « 55 »
ب - جنبه فلسفى الميزان
تفسير الميزان داراى مباحث فلسفى بسيارى در موضوعات گوناگون است . وجود اين مباحث در الميزان بر قدرت علمى و تعمق بينش فلسفى علّامه دلالت مىكند . به اعتبار اينكه علّامه از فلاسفه بزرگ و محققين بنام در فلسفه اسلامى و ديگر علوم اسلامى است و سالها از عمر خويش را صرف تحصيل و تدريس فلسفه كرده تا به ريزهكاريهاى فلسفه و مسائل آن مسلّط گشته است « 56 »
فلسفهاى كه علّامه طباطبائى در تفسير الميزان عرضه مىكند آميخته با آيات قرآن است . اما اين بدان معنى نيست كه آيات را براى تائيد نظريات فلسفى مىآورد همچنانكه قبلا فلاسفه انجام مىدادند . يا اينكه مباحث فلسفى را در تأييد مطالبى كه در قسمت بيان تفسيرى توضيح داده ، مىآورد . ما در اينجا بذكر نمونههائى از تفسير فلسفى كه فلاسفه گذشته در آن مسير گام نهادهاند ، مىپردازيم همچنانكه مثالهايى از اين روش را در مباحث پيشين عرضه كرديم . « 57 »
ابن سينا در تفسير آيه :
« وَ يَحْمِلُ عَرْشَ رَبِّكَ فَوْقَهُمْ يَوْمَئِذٍ ثَمانِيَةٌ »
مىگويد :
سخن در احاطه و سيطره خداى تعالى بر عرش بسيار است از جمله اينكه : عرش ، نهايت موجودات ابداع شده جسمانى است و از متشرّعين ، آنها كه به تشبيه خداوند اعتقاد دارند ، ادّعا مىكنند كه خداى تعالى بر عرش قرار دارد نه بر سبيل حلول . . . امّا در تعبير فلسفى ، فلسفه ، انتهاى موجودات جسمانى را فلك نهم مىداند
هامش
( 55 ) - الميزان : 17 / 89 ، يس : 38 .
( 56 ) - استاد شهيد مرتضى مطهرى ، مقدمهء كتاب « اصول فلسفه و روش رئاليسم : علامه طباطبائى ، نجف ، 1385 ه ، ص :
23 - 24 .
( 57 ) - نگاه كنيد : ص : 133 به بعد همين كتاب .