مىدهد بدون اينكه به تحقيقات و نظريات و فرضيههاى جديد علمى توجهى كند .
گهگاه نيز به مسائل علمى كه ممكن است در توضيح معناى آيات از آنها استفاده كرد ، اشاره مىكند . بعنوان مثال در تفسير آيهء :
« قُلْ لَوْ كانَ فِي الْأَرْضِ مَلائِكَةٌ يَمْشُونَ مُطْمَئِنِّينَ لَنَزَّلْنا عَلَيْهِمْ مِنَ السَّماءِ مَلَكاً رَسُولًا »
مىگويد : تعبير از زندگى زمينى در اين آيه از جالبترين و موجزترين تعابير است چه اينكه انتقال در روى زمين از مكانى به مكان ديگر با وجود جاذبه زمين از روشنترين خواص زندگى مادّى در زمين است . « 53 »
همچنانكه اصل « زوجيّت » در موجودات را از تعدادى آيات استفاده كرده است مانند آيهء :
« سُبْحانَ الَّذِي خَلَقَ الْأَزْواجَ كُلَّها مِمَّا تُنْبِتُ الْأَرْضُ وَ مِنْ أَنْفُسِهِمْ وَ مِمَّا لا يَعْلَمُونَ »
و آيهء :
« وَ أَنْزَلْنا مِنَ السَّماءِ ماءً فَأَنْبَتْنا فِيها مِنْ كُلِّ زَوْجٍ كَرِيمٍ »
و آيهء :
« وَ مِنْ كُلِّ شَيْءٍ خَلَقْنا زَوْجَيْنِ لَعَلَّكُمْ تَذَكَّرُونَ »
.
در حالى كه استفادهء اصل زوجيت از آيهء :
« وَ مِنْ كُلِّ الثَّمَراتِ جَعَلَ فِيها زَوْجَيْنِ اثْنَيْنِ »
توسط شيخ طنطاوى جوهرى را ردّ نموده است ؛ زيرا ظاهر اين آيه - به اعتقاد وى - بر اين معنا دلالت ندارد بلكه معناى آيه اينست كه خود ميوهها زوج و دوتايى هستند نه اينكه از دو زوج بوجود آمده باشند . « 54 »
و در تفسير آيهء :
« وَ الشَّمْسُ تَجْرِي لِمُسْتَقَرٍّ لَها ذلِكَ تَقْدِيرُ الْعَزِيزِ الْعَلِيمِ »
پس از بيان لغات آيه و معناى الفاظ آن مىگويد :
جريان خورشيد ، همان حركت آنست و از مباحث علمى چنين برمىآيد كه خورشيد با سيارات اطرافش داراى حركت انتقالى بسوى ستارهاى بنام نسر واقع مىباشد . وى مىافزايد : حاصل كلام آن است كه خورشيد تا هنگامى كه نظام دنيا به همين منوال پيش مىرود ، از بين نمىرود تا با انقضاى عمر دنيا و نابودى نظام جهان به استقرار و سكون برسد . و اينكه بعضى جريان خورشيد را به حركت
هامش
( 53 ) - الميزان : 13 / 208 و اسراء : 95 .
( 54 ) - الميزان : 11 / 292 ، يس : 36 ، لقمان : 10 ، ذاريات : 49 ، رعد : 3 .