اين مطلب به خاطر رابطه نزديكى بود كه فرهنگ اديان سابق خصوصا يهود و نصارى با اسلام داشت بعلاوه عربها - بگفته ابن خلدون - بدنبال كتاب و علم نبودند و بدويّت و بىسوادى بر آنها غالب بود . هرگاه مىخواستند چيزى دربارهء علّت پيدايش موجودات ، ابتداى خلقت و اسرار وجود بدانند آن را از اهل كتاب پرسش مىكردند . « 171 »
قصّه نيز تأثير زيادى در ترويج انديشه پذيرش اسرائيليات در بين مسلمانان داشته است . قصّهگويان از روايات اسرائيلى نقل مىكردند و اين قصّهها نسبت به آنچه در قرآن آمده است كاستى و فزونى داشت . « 172 »
تكيه بسيار مفسّران در نقل روايات بدون اينكه ترجيح يا تعديلى صورت گيرد ، تأثير بسزائى در تداخل احاديث درست و نادرست داشته است . كار اوّليّه در تفسير قرآن ، تنها مستند به نقل بود و بكارگيرى انديشه در تفسير ، بعنوان نفى يا اثبات صورت نمىگرفت بلكه تكيهگاه تنها روايات بودند « 173 » . با توجه به مطالب فوق ، ببينيم موضع علّامه دربارهء انگيزهها و عللى كه باعث دخول اسرائيليات در تفسير قرآن شده ، چه بوده است ؟
وى علّت اين موضوع را دو امر مىداند :
1 - داستان و تأثير آن در راويان و مفسّران پيشين .
2 - افراط در اعتماد به اخبار و پذيرفتن حديث به نحو مطلق حتّى اگر با صريح عقل و محكمات كتاب مخالف باشد .
دربارهء قصّه و تأثير آن مىگويد : از روايات اهل كتاب درمىيابيم كه آنها به قصّه توجّه خاصّ داشتهاند . مسلمانها نيز در جمعآورى و نوشتن روايات
هامش
( 171 ) - ابن خلدون : مقدمه ، 4 / 793 - 794 . چيزى كه زمينه اين نفوذ را فراهم ساخته مشابهت قرآن با تورات و انجيل در ذكر بعضى مسائل است و نيز خلاصهگوئى قرآن و بسط و توسعهاى است كه در تورات و انجيل وجود دارد . ( التفسير و المفسرون : 1 / 169 ) .
( 172 ) - الشحات سيد زغلول : الاتّجاهات الفكرية فى التّفسير ، اسكندريه ، 1397 ، چ 2 ، ص 249 .
( 173 ) - د . احمد خليل : نشئه التفسير فى الكتب المقدسة و القرآن ، ص 35 .