سمتهاى وهمى و اعتبارى كه در جامعه انسانى رايج است و جز نامگذارى و قرارداد ، حقيقت قابل اطمينانى ندارد ؛ لذا نفوس قدسيّهء پيامبران را با ساير مردم عادّى مقايسه مىكنند . « 177 »
در ذيل آيهء :
« وَ لَقَدْ هَمَّتْ بِهِ وَ هَمَّ بِها لَوْ لا أَنْ رَأى بُرْهانَ رَبِّهِ »
ذكر مىكند كه معناى آيه به نظر بعضى مفسّران آنست كه : همسر عزيز مصر و يوسف ، هر دو قصد گناه نمودند و اگر يوسف برهان پروردگار خويش را نديده بود به گناه كشيده مىشد . علّامه اين مطلب را به ابن عباس و مجاهد و قتاده و عكرمه و حسن و ديگران نسبت داده است . در ذيل اين روايت مىگويد : « اين مفسّران كه روايت فوق را به گونههاى مختلف نقل كرده و با اسرائيليات و اخبار جعلى آن را همراه مىسازند ، جدّ يوسف ( ع ) يعنى ابراهيم را نيز دربارهء همسرش ساره متّهم مىساختند ؛ پس ابا ندارند كه فرزندش يوسف را به رابطه نامشروع ، با همسر ديگرى متّهم نمايند و مىافزايد : اگر از جانب يوسف ( ع ) كوچكترين لغزشى رخ داده بود در قرآن كريم مورد سرزنش قرار مىگرفت و توبه و استغفار وى ذكر مىشد ، در حالى كه او مورد ستايش خدا قرار گرفته و « برگزيده » نام گرفته است » . « 178 »
بر همين منوال و بر اساس اعتقاد به عصمت انبياء ، رواياتى را كه به طرق متعدّد از ابن عباس و جمعى از تابعان در افسانه غرانيق نقل شده ، ردّ مىكند از آن جهت كه دلايل قطعى بر عصمت نبىّ اكرم ( ص ) ، اين گونه روايات را تكذيب مىكند ، علاوه بر آن روايت مزبور شنيعترين و زشتترين مراتب جهل را به آن حضرت نسبت مىدهد . « 179 »
امّا قصّه سليمان ( ع ) و سحر و شياطين و روايات فراوان وارده پيرامون آن
هامش
( 177 ) - الميزان : 11 / 134 ، تفسير طبرى : 16 / 34 - 39 .
( 178 ) - 11 / 132 به بعد ، يوسف : 24 ، الدّر المنثور : 4 / 13 - 14 .
( 179 ) - الميزان : 14 / 396 .