را مطالب ساختگى يهوديان و از جمله داستانهايى كه دربارهء لغزشهاى پيامبران در كتب يهود ذكر شده ، مىداند . « 180 » دربارهء مار و طاووس مىگويد : « در بعضى اخبار مار و طاووس همكاران ابليس در گمراهى آن دو - آدم و حوا - معرفى شدهاند ولى اين روايات معتبر نبوده و از ذكر آن خوددارى كرديم ، چه اينها به اخبار ساختگى مىماند و از تورات گرفته شده است . « 181 »
از امتيازات الميزان آنست كه موانعى كه يك مفسّر را از وظيفه اساسىاش در تفسير يعنى : كشف مقصود آيات قرآن كريم ، بازمىدارد ، پرهيز كرده و كوشيده است تا به رواياتى كه مربوط به تفسير نيست و يا جعلى بوده و نوعى اسرائيليات مىباشد ، اعتنا نكند . بعنوان مثال در ذيل آيه :
« أَ لَمْ تَرَ كَيْفَ ضَرَبَ اللَّهُ مَثَلًا كَلِمَةً طَيِّبَةً كَشَجَرَةٍ طَيِّبَةٍ أَصْلُها ثابِتٌ وَ فَرْعُها فِي السَّماءِ تُؤْتِي أُكُلَها كُلَّ حِينٍ بِإِذْنِ رَبِّها »
علّامه اشاره مىكند كه مفسّران در بيان مقصود از كلمهء : « طيّبه » و « شجره » و « حين » اختلاف نظر دارند و پس از بيان معانى كه از ظواهر اين الفاظ متبادر مىگردد ، چنين مىگويد : « پرداختن به اين گونه مشاجرات لفظى انسان را از مباحث مهمّ دربارهء ظواهر معارف كتاب الهى و دستيابى به مقاصد آيات قرآن و اهداف آنها بازمىدارد » . « 182 » و بدين منوال وى از ذكر تعدادى از روايات مربوط به داستان يوسف ( ع ) و گنجينههاى زمين و رابطهء آن با حكومت مصر ، خوددارى كرده و مىگويد : « روايات در اين باره بسيار است كه غالب آنها ارتباطى به هدف تفسير آيات ندارد لذا از نقل آن خوددارى كرديم » . « 183 »
مؤلف الميزان در ردّ اسرائيليات ترديد به خود راه نمىدهد حتّى اگر در كتب شيعه نقل شده و يا سند روايت به جمعى از ياران پيامبر ( ص ) منتهى گردد .
هامش
( 180 ) - الميزان : 1 / 238 به بعد .
( 181 ) - الميزان : 1 / 140 .
( 182 ) - الميزان : 12 / 51 ، ابراهيم : 24 - 25 .
( 183 ) - الميزان : 11 / 206 - 207 .