تخطي إلى المحتوى الرئيسي

روش علامه طباطبايى در تفسير الميزان ( فارسى ) — صفحة 229

مساهمون:

ص٢٢٩
از
« الَّذِينَ مِنْ قَبْلِكُمْ »
در آيه فوق ، تنها انبياء بوده و ساير مردم را شامل نشود . « 136 » در مباحث روايى الميزان ، هنگامى كه حديث يا خبرى را نقل مىكند ، منبع آن را نيز ذكر مىنمايد . بعنوان مثال مىگويد : ( در در المنثور آمده است . . . ) ، ( در تفسير قمى آمده است . . . ) ، ( در كافى و علل آمده است . . . ) . « 137 » برخى اوقات احاديث را به منابع آن استناد نداده بلكه در سلسله سندى كه براى حديث ذكر مىكند ، نام محدّثى كه حديث را از كتاب او استخراج كرده نقل مىنمايد ؛ مانند ، اين گفته : ( مرحوم صدوق روايت كرده كه از امام صادق ( ع ) معناى اين آيه را پرسيدند ، آن حضرت فرمود : . . . ) « 138 » و بدين ترتيب براى متتبعين ، اطّلاع نسبت به اصل خبر در كتابهاى اين محدّث آسان مىگردد . اگر علّامه در مواردى سند روايت را به صورتى كه در صحاح ، جوامع و كتب حديث آمده ، ذكر نمىكند ولى اشارهء وى به منبع روايت از كتابهاى حديث ، تفسير ، تاريخ يا سيره و . . . ما را در دست‌يابى به سلسله سند اين گونه روايات يارى مىدهد . اين روش كه براى اختصار است بر فشردگى معانى مىافزايد ، بدون آنكه لطمه‌اى به متن كتاب وارد كرده يا آن را از اصالت تفسيريش بياندازد . گاهى سلسله سند روايات را همان‌طوركه در منابعش آمده ، ذكر مىكند ، مانند اين جمله : « در تفسير قمى با سند خود از پدرش از ابن عمير از عمر ابن اذينه از رفاعه از ابى عبد اللّه ( ع ) نقل كرده كه آن حضرت فرمود : . . . » « 139 » در جاى ديگر چنين مىگويد : در درّ المنثور است كه عبد الرزاق و احمد و
هامش
( 136 ) - الميزان : 2 / 26 ، بقره : 183 ، من لا يحضره الفقيه : شيخ صدوق ، تحقيق : حسن خراسانى ، انتشارات نجف ، 1377 ه ، چ 4 ، 2 / 62 . براى اطلاع مراجعه كنيد : الميزان : 1 / 224 ، 2 / 378 ، 11 / 254 ، 12 / 148 ، 18 / 12 ، 19 / 245 . ( 137 ) - الميزان : 9 / 76 ، 11 / 85 ، 17 / 245 . ( 138 ) - الميزان : 1 / 90 . صدوق : وى شيخ محمد بن علىّ بن حسين بن موسى بن بابويه قمى است . از بزرگان شيعه و رئيس المحدثين لقب گرفته است . در سال 381 ه ديده از جهان فروبست . از تأليفات وى : 1 - علل الشرائع 2 - عيون اخبار الرضا 3 - امالى 4 - خصال 5 - ثواب الاعمال 6 - من لا يحضره الفقيه ( روضات الجنات : 6 / 132 - 144 ) . ( 139 ) - الميزان : 12 / 102 و تفسير قمى : 1 / 63 .