تخطي إلى المحتوى الرئيسي

روش علامه طباطبايى در تفسير الميزان ( فارسى ) — صفحة 227

مساهمون:

ص٢٢٧
دوّم : اگر شخصى به تو ناسزا گويد يا نسبتى دهد كه در تو نيست ، بخاطر خدا از او اعراض كن . سوّم : مقصود از آن غنا و لهو و لعب است . ظاهر اين روايات نشان مىدهد كه در مفهوم لغوى تعارض دارند . علّامه براى رفع اين اشكال مىگويد : « آنچه در روايت اوّل آمده از باب تعميم معنا مىباشد و دو روايت ديگر ، از قبيل ذكر بعضى مصاديق است . « 132 » همچنين در تفسير آيه :
« أُولئِكَ عَلَيْهِمْ صَلَواتٌ مِنْ رَبِّهِمْ وَ رَحْمَةٌ »
چنين اظهار مىدارد : با تدبّر در آيه ، درمىيابيم كه : « صلوات » غير از « رحمة » است و شاهد اين مدّعا آنست كه صلوات به صيغه جمع آمده و رحمت به صورت مفرد . شاهد ديگر آنكه : خداى تعالى فرموده است :
« هُوَ الَّذِي يُصَلِّي عَلَيْكُمْ وَ مَلائِكَتُهُ لِيُخْرِجَكُمْ مِنَ الظُّلُماتِ إِلَى النُّورِ وَ كانَ بِالْمُؤْمِنِينَ رَحِيماً »
سپس مىافزايد : منافاتى ندارد كه صلاة همان رحمت يا از مصاديق آن باشد زيرا همان‌طورىكه با دقّت و تأمّل بدست مىآيد رحمت ، در قرآن عبارت از عطيّهء خداوندى و موهبت عامّ ربّانى است ؛ همچنان‌كه فرموده است :
« وَ رَحْمَتِي وَسِعَتْ كُلَّ شَيْءٍ »
و همچنين مىفرمايد :
« وَ رَبُّكَ الْغَنِيُّ ذُو الرَّحْمَةِ »
پس هريك از خلق و امر خدا رحمت‌اند همچنان‌كه هريك از اين دو هديه الهى مىباشند و لازمه‌اش غناى خداست . خداوند مىفرمايد :
« وَ ما كانَ عَطاءُ رَبِّكَ مَحْظُوراً »
و يكى از عطاياى وى « صلاة » است پس آن نيز رحمت است . نهايت رحمت مخصوص اوست . « 133 » علّامه سپس دو روايت از امام صادق ( ع ) از كافى نقل مىكند كه آن حضرت مىفرمايد : در كلام خداوند يعنى :
« الَّذِينَ إِذا أَصابَتْهُمْ مُصِيبَةٌ قالُوا إِنَّا لِلَّهِ وَ إِنَّا إِلَيْهِ راجِعُونَ أُولئِكَ عَلَيْهِمْ صَلَواتٌ مِنْ رَبِّهِمْ . . . »
. « صلاة » يكى از سه خصلت است و « رحمت » دوّمين خصلت و « اولئك هم المهتدون » سومين
هامش
( 132 ) - الميزان : 15 / 12 به بعد ، مؤمنون : 3 و مجمع البيان : 4 / 99 . ( 133 ) - الميزان : 1 / 361 ، بقره : 157 ، احزاب : 43 ، اعراف : 156 ، انعام : 133 ، اسراء : 20 .
روش علامه طباطبايى در تفسير الميزان ( فارسى ) — صفحة 227 | على رمضان اوسى