تخطي إلى المحتوى الرئيسي

روش علامه طباطبايى در تفسير الميزان ( فارسى ) — صفحة 230

مساهمون:

ص٢٣٠
بخارى و عبد بن حميد و مسلم و ابن جرير و ابن منذر و ابن ابى حاتم و ابن مردويه و بيهقى در كتاب الشعب همگى از عايشه نقل كرده‌اند كه گفت : . . . « 140 » آنچه بر زيبائى الميزان مىافزايد اينست كه به روايات وارده از دو طريق « شيعه و سنّى » اعتماد نموده و تعصّب خشك در نقل حديث ، تنها از شيعه نداشته بلكه از طريق اهل سنّت نيز حديث نقل كرده است . بعنوان مثال ، گاهى روايتى را از طريق شيعه نقل مىكند ، چنان كه در تفسير آيه :
« لَمْ يَكُنِ الَّذِينَ كَفَرُوا مِنْ أَهْلِ الْكِتابِ وَ الْمُشْرِكِينَ مُنْفَكِّينَ حَتَّى تَأْتِيَهُمُ الْبَيِّنَةُ »
مىگويد : در تفسير قمّى از ابى الجارود از ابو جعفر ( ع ) روايت شده كه آن حضرت فرمودند : منظور از بيّنه ، رسول خدا ( ص ) محمّد است . « 141 » گاهى روايتى از طريق اهل سنّت ذكر مىنمايد ، چنان كه در تفسير آيهء :
« وَ جِئْنا بِكَ شَهِيداً عَلى هؤُلاءِ »
مىگويد : در درّ المنثور است كه عبد بن حميد و ابن جرير و ابن منذر و ابن ابى حاتم از قتاده نقل كرده‌اند كه گفت : خداى تعالى فرموده است .
« وَ جِئْنا بِكَ شَهِيداً عَلى هؤُلاءِ »
و براى ما نقل شده كه هرگاه رسول خدا ( ص ) اين آيه را تلاوت مىفرمود ، از چشمانش اشك جارى مىشد . « 142 » گاهى روايتى را از يكى از فريقين نقل مىكند و سپس اشاره مىكند كه از فرقهء ديگر نيز آن روايت وارد شده است . بعنوان مثال ، بعد از اينكه روايتى را از طريق شيعه ذكر مىكند ، بدنبال آن مىافزايد : اين حديث از طريق اهل سنّت نيز روايت شده است . « 143 » علّامه توجّه زيادى به نصّ احاديث داشته است به‌طورىكه گاهى روايتى را بيان كرده و سپس به تعبيرى نظير آن اشاره مىكند و به همراه آن اختلاف‌هايى
هامش
( 140 ) - الميزان : 15 / 96 ، الدّر المنثور : 5 / 24 . ( 141 ) - الميزان : 20 / 341 ، البينه : 1 . ( 142 ) - الميزان : 12 / 326 به بعد ، نحل : 89 و الدّر المنثور : 4 / 127 . ( 143 ) - الميزان : 15 / 407 ، 4 / 219 ، 278 ، 10 / 178 ، 14 / 52 ، 19 / 376 .