مىفرمايد : « لا جبر و لا تفويض و لكن امر بين الامرين » « 149 »
و از اين قبيل است مسئله توحيد ، كه از ريشهدارترين معارف كلّى بوده و تصوّر و درك آن بسيار مشكل و سنگين است و قوانين شريعت بر آن بنا مىگردد و بر اساس اين اصل ، ديدگاه يك مسلمان نسبت به جهان هستى و حيات پابرجا مىگردد .
علّامه بحث روايى گستردهاى را به مسئله توحيد اختصاص داده ، در عين حال در هيچ موردى از اصول بنيان شده توسّط امامان مذهب شيعه تخطّى نكرده است « 150 »
گاهى براى امثال اين عناوين ، خصوصيّت مذهبى وجود دارد مانند اعتقاد به رجعت « 151 » و مسئله ازدواج موقت « 152 » كه بطور مفصّل به اثبات آن پرداخته است و همه اشكالاتى كه بر آن وارد شده ، پاسخ گفته و بحثى روايى در تائيد بيانات خود كه از آيات كشف كرده ، آورده است .
در بعضى موارد ، علّامه توضيحات خود را در كشف معانى آيات بدون بحث روايى مطرح نموده و به هيچ حديثى در تأييد آن معانى استناد نكرده است . « 153 »
هامش
( 149 ) - الميزان : 1 / 97 - 105 ، اصول كافى : كلينى ، كتاب التوحيد ، بخش الجبر و القدر و الامر بين الامرين .
( 150 ) - الميزان : 6 / 91 - 103 .
( 151 ) - الميزان : 2 / 106 .
( 152 ) - الميزان : 2 / 87 - 95 ، 4 / 289 - 310 .
( 153 ) - الميزان : 1 / 56 ، 58 .