در آن حجّت قاطع وجود ندارد ، مستند مىگردد ؟ ! خداوند مىفرمايد :
« إِنَّا أَوْحَيْنا إِلَيْكَ كَما أَوْحَيْنا إِلى نُوحٍ وَ النَّبِيِّينَ مِنْ بَعْدِهِ »
آيا اعتماد اين انبياء به نبوّتشان بر اساس قصّه فردى مانند ورقه بوده است ؟ ! سپس مىافزايد : وصىّ نبوّت و رسالت ، ملازم با يقين شخص پيامآور به مبعوث بودن از سوى خداست . « 122 »
3 - علّامه روايتى را از امام صادق ( ع ) به نقل از تفسير عياشى ذكر كرده كه مفاد آن چنين است : هنگامى كه موسى ( ع ) از پروردگار تقاضاى رؤيت كرد ، خداوند به او فرمود تا در مكانى بنشيند ؛ سپس به ملائكه امر كرد تا گروه گروه همراه با رعد و برق و باد و صاعقه بر موسى ( ع ) بگذرند ، هر گروهى كه مىگذشت بند بند بدن موسى ( ع ) به لرزه مىافتاد و سر برداشته مىپرسيد :
كداميك از شما پروردگار من هستيد ؟ جواب مىآمد : او خواهد آمد ، اى پسر عمران ! مطلب عظيمى را درخواست كردهاى !
علّامه در توضيح روايت فوق مىگويد : اين روايت جعلى است و محتوى آن بر هيچيك از اصول مسلّم كتاب و سنّت « 123 » از جمله عصمت انبياء و ملائكه منطبق نيست .
4 - آنچه از صحابه و تابعين روايت شده ، مورد ديگرى است كه بر قرآن كريم عرضه مىكند . « 124 » بعنوان مثال ، طبرى از قتاده نقل كرده كه مىگويد : برخى آيات ، آيات ديگر را نسخ مىكند ، رسول خدا ( ص ) آيه يا سوره يا هر چه از يك سوره كه خدا مىخواست ، قرائت مىكرد ، سپس به عالم بالا برده مىشد و خدا آن را از ياد پيامبر ( ص ) خود مىزدود علّامه اين گفته و نظاير آن را كه دلالت بر فراموشى پيامبر دارد ، ردّ كرده به اعتبار آيه نسخ كه مىفرمايد :
« ما نَنْسَخْ مِنْ آيَةٍ
هامش
( 122 ) - الميزان : 20 / 329 ، انعام : 57 ، يوسف : 108 ، نساء : 163 و صحيح بخارى : كتاب الحيل ، باب : التعبير و اوّل ما بُدئ به رسول اللّه من الوحى و الرؤيا الصالحة و صحيح مسلم : كتب ايمان ، باب ، بدء الوحى و براى اطلاع بيشتر مراجعه كنيد : الميزان : 20 / 26 ، 7 / 150 ، 12 / 286 .
( 123 ) - الميزان : 8 / 260 و تفسير عياشى : 1 / 88 .
( 124 ) - به زودى دربارهء موضع علّامه پيرامون گفتار صحابه و تابعين توضيح خواهيم داد .