أَوْ نُنْسِها نَأْتِ بِخَيْرٍ مِنْها أَوْ مِثْلِها »
كه آيه مدنى است و نيز آيهء :
« سَنُقْرِئُكَ فَلا تَنْسى إِلَّا ما شاءَ اللَّهُ »
كه در مكّه نازل شده است . بنابراين با وجود جمله « فلا تنسى » فراموشى دربارهء پيامبر معنا ندارد و استثناء در آيه
« إِلَّا ما شاءَ اللَّهُ »
براى اثبات قدرت مطلق الهى است ، نظير آيهء :
« خالِدِينَ فِيها ما دامَتِ السَّماواتُ وَ الْأَرْضُ إِلَّا ما شاءَ رَبُّكَ عَطاءً غَيْرَ مَجْذُوذٍ »
« 125 »
5 - حتّى روايات تاريخى را ، هرگاه با كتاب خدا موافقت نداشت ، مردود مىشمارد .
مثلا اين روايت كه مىگويد : كهف افسوس ، همان است كه در يك كيلومترى يا در فاصله كمترى از شهر « افسوس » در تركيه واقع شده است ردّ كرده ، زيرا اوصافى كه قرآن ذكر كرده با اوصاف غار افسوس تطبيق نمىكند . خداى تعالى مىفرمايد :
« وَ تَرَى الشَّمْسَ إِذا طَلَعَتْ تَزاوَرُ عَنْ كَهْفِهِمْ ذاتَ الْيَمِينِ وَ إِذا غَرَبَتْ تَقْرِضُهُمْ ذاتَ الشِّمالِ »
و آيهء :
« وَ هُمْ فِي فَجْوَةٍ مِنْهُ »
يعنى آنها در مكان بلندى در غار قرار داشتند و آيهء :
« قالَ الَّذِينَ غَلَبُوا عَلى أَمْرِهِمْ لَنَتَّخِذَنَّ عَلَيْهِمْ مَسْجِداً »
. ظاهر آيه اينست كه در آنجا مسجدى بنا گرديده ، درحالىكه هيچكدام از مشخصات مزبور ، در غار افسوس يافت نمىشود . « 126 »
و بدين منوال ، علّامه رواياتى را كه با نصوص قرآن متناقض است ، ردّ مىكند و آنچه را كه با قرآن كريم موافقت دارد ، مىپذيرد و در تائيد معنايى كه از آيه استفاده كرده ، مىآورد . « 127 »
در قبال اخبارى كه در فضيلت سورهها وارد شده ، شديدا احتياط مىكند ، زيرا اغلب اين روايات را علماء از مجعولات مىدانند ، مانند : حديثى كه ابو عصمت نوح بن ابو مريم ملقّب به نوح جامع نقل كرده است ، هنگامى كه از او
هامش
( 125 ) - الميزان : 1 / 254 - 256 ، بقره : 106 و اعلى : 6 ، هود : 108 و تفسير طبرى : 2 / 474 .
( 126 ) - الميزان : 13 / 295 - 297 ، كهف : 17 - 21 . براى اطلاع نگاه كنيد : الميزان : 13 / 381 به بعد .
( 127 ) - الميزان : 1 / 205 ، 315 ، 9 / 22 ، 19 / 114 ، 190 .