اين سه آيه يعنى آيهء :
« قُلْ تَعالَوْا أَتْلُ ما حَرَّمَ رَبُّكُمْ عَلَيْكُمْ أَلَّا تُشْرِكُوا بِهِ شَيْئاً . . . »
و دو آيه بعد از آن ، با من بيعت كند ؟ آنگاه فرمود : هركس در عمل به اين سه آيه وفادار بماند ، پاداش او با خداست و هركس چيزى از آن را ناقص بگذارد و خداوند در دنيا عذابش كند ، عقوبتش همان بوده و اگر عقوبتش را به آخرت بيندازد ، در آخرت اگر بخواهد او را مؤاخذه مىكند و گرنه او را عفو مىفرمايد . علّامه در توضيح روايت فوق مىگويد : از جمله مطالبى كه در سه آيه مزبور ذكر شده مسئله شرك به خدا است كه عقوبت دنيوى براى آن كافى نبوده و به تصريح قرآن در آخرت قابل آمرزش نيست . خداى تعالى مىفرمايد :
( إِنَّ اللَّهَ لا يَغْفِرُ أَنْ يُشْرَكَ بِهِ )
و آيهء :
« إِنَّ الَّذِينَ كَفَرُوا وَ ماتُوا وَ هُمْ كُفَّارٌ أُولئِكَ عَلَيْهِمْ لَعْنَةُ اللَّهِ وَ الْمَلائِكَةِ وَ النَّاسِ أَجْمَعِينَ خالِدِينَ فِيها لا يُخَفَّفُ عَنْهُمُ الْعَذابُ وَ لا هُمْ يُنْظَرُونَ »
. « 121 »
2 - در قصّه مشهور ورقة بن نوفل و بشارت دادن ظهور رسول اكرم ( ص ) ؛ علّامه رواياتى كه با قرآن كريم مخالفت داشته را نمىپذيرد و دو اشكال به اين داستان وارد كرده است : اوّل آنكه ، داستان به رسول خدا ( ص ) نسبت داده كه آن حضرت شكّ كرد كه آيا آنچه مشاهده فرمود وحى الهى است كه فرشتهاى از آسمان به وى ابلاغ كرده است ؟ و با اين ترديد چنين پنداشت كه آن صدا از القاى شيطان و ناشى از جنون بوده است .
اشكال دوّم آن است كه ، قلب آن حضرت نسبت به نبوّت خويش آرام نگرفت تا هنگامى كه مرد نصرانى راهب به نبوّتش شهادت داد ، آنوقت اضطرابش از بين رفت . مگر خداى تعالى دربارهء آن حضرت نفرمود :
« قُلْ هذِهِ سَبِيلِي أَدْعُوا إِلَى اللَّهِ عَلى بَصِيرَةٍ أَنَا وَ مَنِ اتَّبَعَنِي »
آيا ممكن است بصيرت نبىّ اكرم ( ص ) ناشى از اعتماد و سكون قلب وى نسبت به گفته ورقه باشد ؟ بصيرت و سكون پيروان آن حضرت منوط به سكون خود نبى اكرم ( ص ) است و به چيزى كه
هامش
( 121 ) - الميزان : 7 / 384 ، انعام 151 - 153 ، نساء : 48 ، بقره : 161 ، 162 و الدّر المنثور : 3 / 54 و صحيح بخارى ، كتاب ايمان ، باب يازدهم و صحيح مسلم ، كتاب حدود ، باب حدود الكفارات لأهله .