نشانههاى بيهودهاى برپا كردند و ساختمانهاى با شكوه ساختند .
بدين آرزو كه جاودان مانند و از طاغيان متكبّر قوم خود اطاعت كردند .
خداى تعالى برادرشان هود را بسوى ايشان فرستاد و تا آنان را به حق دعوت و ارشاد نمايد تا خدا را بپرستند ، بتها را به دور افكنند و با عدل و رحمت رفتار كنند ( شعراء / 130 ) بنابراين ، بسيار آنان را موعظه و نصيحت كرد و راه را بر آنان آشكار گردانيد و راه عذر را برايشان ببست ولى آنها از پذيرفتن دعوت او امتناع كردند و به انكار وى پرداختند و جز گروه بسيار اندكى به او ايمان نياوردند . تودهء مردم ، اصرار بر سركشى و عناد ورزيده او را به سفاهت و ديوانگى متّهم نموده و اصرار مىكردند عذابى را كه به آنان بيم و وعيد مىدهد ، نازل سازد ؛ هود ( ع ) در جواب گفت :
« إِنَّمَا الْعِلْمُ عِنْدَ اللَّهِ وَ أُبَلِّغُكُمْ ما أُرْسِلْتُ بِهِ وَ لكِنِّي أَراكُمْ قَوْماً تَجْهَلُونَ »
.
( احقاف / 23 ) .
آنگاه خدا بر ايشان عذاب نازل كرد . باد خشكى فرستاد كه بر هر چه مىوزيد چون استخوان ، مردهاش مىكرد ( 42 / ذاريات ) بادى سخت ، در هفت شب و هشت روز كه روزهاى نحسى بود . اين باد چنان ريشهشان را بركند كه آن قوم مانند تنههاى نخلى كه فروافتد در باد درمىغلتيدند ( حاقه / 7 ) . باد مردم را آنچنان از جا مىكند كه گوئى تنههاى نخلند كه از ريشه كنده مىشود .
( 20 / قمر ) .
قوم عاد اوّلين بار كه ديدند ابرى پيدا شد ، رو به درّهها آورده و گفتند :
اين ابر بر ما باران خواهد باريد ولى خطا كرده و آنچه فكر مىكردند ، بادى بود كه با خود عذابى همراه داشت و همه چيز را به امر پروردگار خود نابود مىكرد . قوم ، صبح كردند درحالىكه جز مسكنهايشان چيز ديگرى ديده نمىشد .
( 25 / احقاف ) و خدا تا آخرين نفرشان را هلاك كرد و هود و كسانى را كه به او ايمان آورده بودند به رحمت خود نجات داد . « 51 » ( 58 / هود ) .
هامش
( 51 ) - الميزان : 10 / 307 - 308 و 2 / 362 ، 3 / 279 ، 7 / 215 ، 13 / 190 ، 378 ، 379 ، 16 / 40 .