دفاع از شبهاتى است كه در مورد قصص قرآنى انتشار يافته است ، خواه در اصل وجود قصّهها از نظر تاريخى و يا در تفصيلات آنها . وظيفه مهم مفسّر ، امور تصورى كه هدف آن تنها پرده برداشتن از تصويرهاى قرآن باشد ، نيست بلكه ممكن است علاوه بر آن ، تصديق هم هدف باشد . يعنى كوشش در اثبات صحّت اين تصاوير يا احقّ بودن آنها . « 64 »
مطلب مزبور تا حدود زيادى صحيح است ، زيرا شبهات دشمنان دربارهء آئين اسلام ، از جمله قصص قرآنى ، بايد رفع گردد . چه بسا به دليل كلّيت موضوع و جوانب گستردهء آن ، به اين مهمّ پرداخته شود ، امّا نبايد تفسير به اين گونه مباحث طولانى بپردازد ، با توجه به اينكه وظيفه تفسير كشف مدلولات و مقاصد آيات قرآنى است . و سرانجام علّامه روش « تفسير قرآن به قرآن » را در ترجيح و موازنه بين گفتهها و آراء گذشتگان به كار برده و در عين حال به اين روش بعنوان اصلى در قبول يا ردّ روايات استناد مىجويد .
توضيح بيشتر اين موضوع در فصول آينده خواهد آمد .
هامش
( 64 ) - ملاحظات و متابعات : سيد محمد باقر حكيم .