بنابراين علّامه به صورت فردى ناآشنا يا بيگانه از قرآن كريم به بيان قصّههاى قرآن نمىپردازد ، بلكه مىكوشد تا با رعايت ترتيب زمانى آيات قصّهء قرآنى را بدون هيچ شائبهاى تبيين كند .
خلاصه اينكه ، در اين شيوه به خود قرآن استناد نموده است چه اينكه معارف اسلامى از قرآن صادر شده و به آن نيز بازمىگردد . گاهى در تبيين قصّههاى قرآن در الميزان ، به ردّ كردن بعضى مسائل از راه دلايل قرآنى مىپردازد مانند احتجاج قرآن بر ( مذهب تثليث و فدا شدن حضرت مسيح ( ع ) ) . « 52 »
مؤلف الميزان توضيح مىدهد كه حقيقت قصّهء قرآن ، همان با هدف بودن دعوت و هدايت است و در آن ذكرى از انساب و مقدّرات زمان و مكان و مشخّصات ديگر نيامده است ، زيرا قرآن ، كتاب تاريخ و قصّه نيست و بر اين اساس ادّعاى كسانى را كه مىگويند قصّههاى قرآن بايد داراى عناصر فنون معروف قصّهنويسى باشد ، ردّ مىكند . « 53 » همچنانكه اين مطلب ، ما را از اعتماد به روايات متناقض كه دربارهء قصّههاى قرآن وارد شده بىنياز مىگرداند .
در توضيح قصّه روائى علّامه به كتب حديث و تفسير و مغازى ( تاريخ غزوات پيامبر ( ص ) ) و كتب سيره و تاريخ « 54 » و تورات و انجيل « 55 » استناد نموده است . و به بيان روايات جعلى و ضعيف و اسرائيليات نپرداخته است ، بلكه به توجيه روايات مختلف و ردّ روايات اسرائيلى كه مخالف عقايد حقّه و عصمت انبياء « 56 » است ، اهتمام ورزيده و روايات را به دادههاى نصّ قرآن و قصص قرآنى عرضه مىكند ، در صورتى كه موافقت داشت آن را پذيرفته « 57 » و در غير اين صورت
هامش
( 52 ) - الميزان : 3 / 287 - 305 و 14 / 234 - 240 .
( 53 ) - الميزان : 7 / 165 - 167 .
( 54 ) - الميزان : 3 / 268 ، 9 / 29 .
( 55 ) - الميزان : 3 / 310 ، 10 / 252 .
( 56 ) - الميزان : 1 / 238 ، 14 / 69 ، 71 ، 73 ، 17 / 161 .
( 57 ) - الميزان : 14 / 309 ، 17 / 216 .