اهداف خود و احاطه بر مخاطبين ، تمسك مىجست كه از جمله اهداف قرآن ، خبر دادن از عظمت معاد و ترس از حساب و عاقبت امّتهاى گذشته بود . « 46 » در قبال نقش مهمّ قصّههاى قرآنى ، مفسّران و پژوهشگران ، استنباطات گوناگونى از اين قصّهها دارند . شيخ محمود شلتوت گفته است كه در فهم قصّههاى قرآن ، مفسّران يكى از سه روش را در پيش گرفتهاند : « 47 »
1 - روش تأويل داستانها : در اين روش ، كلام را از مدلول لغوى خود به معناى ديگرى تغيير مىدهند بدون اينكه هيچگونه قرينهاى براى اين تأويل وجود داشته باشد . از آن جمله ، معتقدند كه : زنده كردن مردگان توسّط عيسى ( ع ) ، زنده كردن روحى بوده است و مورچه در داستان حضرت سليمان ( ع ) را به قبيله كوچك حمل نمودهاند و ستارگان را در داستان ابراهيم ( ع ) ، به گوهرهاى نورانى كه داراى نور عقلى و غير محسوس هستند ، تأويل كردهاند . بيضاوى از برخى صوفيّه نقل كرده كه آنان معتقدند : مائدهاى كه خداى تعالى نازل كرد عبارت از حقايق و معارف بوده است چرا كه معارف الهى غذاى روح است ، همچنانكه خوردنىها غذاى بدن هستند . « 48 »
2 - روش معتقدين به خيالپردازى : اين روش با روش نخست ، از يكجهت مشابه است و از جهت ديگر تفاوت دارد . از اين لحاظ كه خيالپردازى در مورد قصّهها ، همان تغيير الفاظ از معناى حقيقى آن است ، با روش نخست توافق دارد ، ليكن الفاظ را از معانى حقيقىاش به آن واقعيّتى كه گمان مىرود و ادّعا مىشود كه مقصود و مراد است ، تغيير نمىدهند ؛ بلكه آن را به خيالپردازيى كه واقعيّت نداشته ، سوق مىدهند . بنابراين لازم نيست كه آن قصّه درست باشد يا از آنچه در گذشته روى داده خبر دهد . از جملهء اين تفاسير آن است كه قصّه آدم ( ع )
هامش
( 46 ) - براى آگاهى به فوائد قصص قرآن مراجعه كنيد : شيخ محمد طاهر بن عاشور : تفسير التحرير و التنوير ، تونس ، الشركة التونسية لفنون الرسم ، 1376 ه . ق ، 1 / 58 - 60 .
( 47 ) - شيخ محمود شلتوت : تفسير القرآن الكريم ، قاهره ، انتشارات دار العلم ، 1965 م ، چ 3 ، 1 / 41 - 50 .
( 48 ) - تفسير البيضاوى : انتشارات الحرّية فى البلاد العثمانية ، 1325 ه ، ص : 167 .