تخطي إلى المحتوى الرئيسي

روش علامه طباطبايى در تفسير الميزان ( فارسى ) — صفحة 196

مساهمون:

ص١٩٦
با ملائكه و شيطان و درخت را به نوعى خيال‌پردازى حمل نموده‌اند . 3 - روش افراطى در قبول روايات : اغلب مفسّران از اين روش پيروى مىكنند و به گونهء افراطآميزى ، روايات منقول از طرق مختلف را در فهم قصّهء قرآنى ، دخالت مىدهند و هر آنچه را در ارتباط با قصّه واردشده ، بيان و تفصيل آنچه در قرآن آمده مىدانند و روايات منقول پيرامون آن قصّه را بعد از قرآن ، بعنوان دومين منبع در فهم قصّه مىآورند . « 49 » شيخ شلتوت هيچ‌كدام از روش‌هاى مزبور را نمىپذيرد . وى روشى را كه انتخاب كرده ، بطور خلاصه چنين بيان مىكند : شناخت آيات قرآن با در نظر گرفتن دلالت لغوى الفاظ ، بر معانى و بيان واقعيّتى كه تعبير صحيح از قصّه قرآنى است ؛ بدون اينكه به استناد روايات بىاساس ، چيزى بر آن افزوده گردد و يا با مستند كردن كلام الهى به خيالات ، معانى آن تغيير داده شود و يا الفاظ از معانى اصلىاش بدون هيچ قرينه‌اى به معانى ديگر تغيير يابد . اگر روش علّامه را در بيان قصص قرآنى دنبال كنيم ، درمىيابيم كه كاملا با نظريه اساسى وى در تفسير يعنى : « تفسير قرآن به قرآن » انطباق دارد . روايات منقول دربارهء قصّه‌اى مؤيّد داده‌هاى نصوص قرآنى مىگردد ، بدون اينكه انگيزه‌اى براى تأويل كلام قرآنى در دلالت لغوىاش وجود داشته باشد و آيه از دلالت لغوى تأويل گردد يا معناى آيه بر خيال‌پردازى حمل شود . از خلال اهميّتى كه علّامه به قصّه‌هاى قرآن مىدهد و نگرش قرآنى وى به داستانها درمىيابيم كه قصّه در الميزان به دو شيوه است : 1 - قصّه قرآنى 2 - قصّه روايى قصّه روايى ، تابع مضمون قصّه قرآنى و توضيح‌دهنده جوانب و جزئيات
هامش
( 49 ) - دكتر ( التهامى نقره ) از اين رنگ در روش قصصى قرآن به « روش تبسيط و تفصيل » تعبير مىكند . ( سيكولوجيّة القصة فى القرآن : دفتر سوم ، تونس ، الشركة التونسيّة لفنون الرسم ، 1974 ، ص : 29 ) .